ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

882

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

دربار وليعهد غفران‌نشان و مملكت خراسان شرف صدور يافت و به جهت تسليهء خاطر بازماندگان آن مرحوم ، لاچين خان تركمان غلام پيشخدمت خاصّهء دربار فلك‌شأن ، به دار الملك خراسان شتافت . خلاصهء احكام اين‌كه قرار كار بر همان منوال است كه بود . ممالك آذربايجان و خراسان از [ آن ] نوّاب محمد ميرزاست و تربيت او به اقصى الغايه منظور نظر مرحمت‌آرا . به طريقى كه در حضرت وليعهد مرحوم خدمت مىنموده‌اند ، زياده به كار صداقت پردازند و درباب انجام كار هرات خود را به قصورى راضى نسازند و همچنين آقا على اكبر مازندرانى پيشخدمت را با احكام لايقه روانهء آذربايجان ، و حضرت اعلى به بازماندگان آن مملكت نيز به همان سياق خراسان [ 487 ] رطب اللسان آمد . خلاصهء تاريخ وفات آن حضرت از كلك مؤلف تراويد و درين رساله درج گرديد . لمؤلفه : اى دريغ از كينهء اين چرخ غم‌پرور كه هست * با بد و نيك جهانش عادت كين‌پرورى آوَرَد از بهر بردن ، پرورد از بهر مرگ * هان مپندارى پسر كار فلك را سرسرى عزم او جان كاهى است اى دل ز ماهِ مغربى * كار او بىمهرى است اى جان ز مهر خاورى غم دهد اهل جهان را ، جان ستاند در عوض * عالمى او را درين بازار باشد مشترى فرق او را دور كرد از افسر فرماندهى * ديد اگر خورشيد بر فرق مهى كرد افسرى دست بيرون كرد و با سرپنجهء كين بردريد * آن گريبانى كه گوى اوست ماه و مشترى