ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
879
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
بهروز ، روى در ازدياد نهاد . اطّباى ايران و انگريز در معالجه ، يدبيضا كردند تا مزاج مبارك آن حضرت را فىالجمله به اصلاح آوردند . مدّت دوازده سال صحيح به حكمتهاى علمى و عملى طبيعت را به حالت خود برپاى داشتند و از قوّت طالع شاهنشاهى ، آن امراض مزمن را به حالت قوّت و قدرت نگذاشتند . درين سال كه وليعهد خجسته خصال از قرارى كه ذكر شد ، از خراسان به درگاه معدلتنشان گراييد و به سبب شدت حركت ، مرض مزمنتر گرديد و ورمى سخت از پنجهء هر دو پاى مبارك تا بيخ ران به هم رسيد ، اطباى انگريز كه عبارت از حكيم كارمل و جان مكنيل باشند ، به مرافقت اطّباى ايرانى كلّا متفق اللّفظ آن حضرت را منع از حركت نمودند و لحظه بر لحظه بر انكار مىافزودند . جناب ميرزا ابو القاسم قائممقام ، از فرط دولتخواهى ، حقيقت اين مطلب را به خاكپاى اقدس عرض نمود . اعليحضرت شاهنشاه جهان نيز به توسط نوّاب شاهزادگان و محارم اندرون همايون ، وليعهد دوران را ازين عزيمت منع فرمود و آن حضرت اين ممانعت را از جناب قائممقام دانست و در حضور و الا او را معاتب ساخته ، از دست مرحمت پيوست او را كوبيد تا توانست . چون غيرتى فطرى لازمهء ذات وليعهدى بود و لحظه به لحظه تسلط بر ولايات هرات و خوارزم را خيال مىنمود ، لهذا آنهمه ممانعت را قبول نفرمود . از قرارى كه ذكر شد ، در روز نوزدهم شهر ربيع الاوّل با كمال شوق به دار الملك خراسان شتافت و به سبب حركت زياد ، مرض مزبور اشتداد يافت . چون حضرت آقا ميرزا باباى تبريزى حكيمباشى خود را موافق نگارش به سفارت انگلتره نامزد كرده بود ، طبيبى ديگر هم كه از مزاج مبارك به واجبى اطلاع داشته باشد در ركاب آن حضرت نبود ، لهذا حضرت اعلى حكيم كارمل انگريز را مبلغ پنج هزار تومان نقد به صيغهء حق القدم داده به اتفاق ميرزا على نقى ركن مازندرانى خويش و معتمد جناب آصف الدوله اللهيار خان قاجار دولّو از عقب او به دار الملك خراسان فرستاد و از قضاياى اتفاقيه ، حكيم مزبور در عرض راه گرفتار نوبهء غش گشته ، در منزل ميامى بسطام قدم به عالمى ديگر گشاد و ميرزا على نقى مزبور به ارض اقدس شتافته ، مراتب را به حضرت وليعهد