ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

875

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

سيل بىزنهار را از خاشاكى توان بست ، لهذا معادل پنج هزار سواره و پيادهء افغان را به استقبال سپاه ظفرعنان از هرات بيرون فرستاده ، خود به اميد فتح ايشان در شاهراه انتظار برنشست . پس از وصول موكب فيروز اميرزادهء اعظم به سامان پل نقره ، سه فرسخى هرات ، غولان افغان نيز در رسيدند و نور و ظلمت باهم مقابل گرديدند . از يمن اقبال بىزوال شاهنشاهى ، به يك شليك توپ صاعقه‌فشان و يك حركت تيپ ظفرعنان ، مانند برگ از درخت ريختند و بقيّة السّيف به دامان فرار آويختند . سواران خراسانى ، آن قوم عفريت‌مبانى را تا دروازهء هرات تعاقب نمودند و اردوى و الا در نيم فرسخى شهر بار اقامت انداخته ، لحظه لحظه بر نظم كار سپاه مىافزودند . جناب قائم‌مقام بعد از ورود به غوريان ، احتياطا معادل دو هزار پياده و سواره در دور قلعه به محاصره گذاشت و خود با ساير دسته‌جات راه هرى برداشت . بعد از الحاق دسته‌جات ركابى به موكب و الا ، باز كامران ميرزا احتشادى ديگر كرد و جمعيّت او به جهت جدال روى به معسكر فيروز آورد . اين دفعه كوشش دليرانه كردند و شكستى مردانه خوردند . نوّاب نايب السلطنه كه در ارض اقدس توقّف داشت ، بعد از اطلاع ازين اوضاع مسرعى سريع السير به دربار فلك‌شأن برگماشت . در اواخر شهر جمادى الاوّل ، اين اخبار بهجت‌مثل در دار الخلافهء جاويد محلّ ، معروض رأى شاهنشاه بىبدل شد و زياده موجب انبساط و سرور خاطر خورشيد محل آمد ؛ غافل كه زمانه غدّار است و روزگار غدّار ناپايدار ؛ هر انبساطى را انقباضى در پى است و هر بهارى را خزانى به علاوهء دى . عن‌قريب - ان شاء الله المجيب - وقايع آن مرقوم قلم خجسته رقم خواهد شد . لمؤلّفه : « 1 » مىشود بيرون ز خرگاه فريدون ايرجى * يا كه از ايوان گشتاسب رود اسفنديار [ 484 ] المقدّر كائن « 2 »

--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « مولفه » ( 2 ) . آن‌چه مقدر شده ، خواهد آمد .