ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
876
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ذكر ترتيب نقوش صف سلام حضرت اعلى در محل چشمه على واقعه در خاك رى بر سنگ و اظهار حقيقت مكنونات خاطر شاهنشاه فلك اورنگ و تحرير قطعهء تاريخزاده از طبع با فرهنگ سلاطين سابق را از پيشداديان تا زمان بعثت ، بلكه بعد از بعثت نيز قانون اين بوده كه نفوس خويش را در امكنهء متفاوته بر وضع مختلفه بر سنگ نقش مىبستهاند و نقاشان با صنعت و حجّاران سنمّار صفت از فرط نيرنگسازى ، رونق كارخانهء مانى را مىشكستهاند ؛ چنانكه نقوش عمارت تخت جمشيد در بلوك خفرك و مرودشت فارس و بعضى نقوش ديگر در بلوكات مملكت مزبور ، اعمّ از كازرون و دارابجرد و جهرم و قير و كارزين و غيره و همچنين در ممالك عراق و خوزستان بر ثبوت اين مدعا ، دليلى است واضح و برهانى است لايح . شاهنشاه صاحبقران خواست مثل ساير ، سلاطين از خود آثارى در روزگار به يادگار بگذارد و نقشى از كرده سلاطين سلف بردارد . در عرض راه دار الخلافه و بقعهء مقدّسهء شاهزاده عبد العظيم ، چشمهاى است معروف به چشمهعلى « 1 » كه رودى موجود از وسط كوه كوچكى برمىآيد و در آن صحرا جارى مىشود . محوطهء وسيعى دارد كه قابل و لايق اين عمل است . استادان چابكدست نقاش و سنگتراش را امر فرمود كه در يك ضلع از اضلاع آن محوطهء برابر جنوب صف سلام سركار اقدس و ملكزادگان مقدّس را منقوش و منقور سازند و با جهدى كامل به مراتب سحرسازى پردازند . عبد الله خان اصفهانى نقّاشباشى و معمارباشى كه در صنايع مهندسى و نقاشى ، ثانى سنمّار و مانى است ، به انجام اين خدمت كمر همّت بربست و از وسط سال ماضى تا اوايل اين سال نيكومآل ، اين صنعت را جلوهء بروز داده ، از توّجه خاطر همايون اعلى بر قلّهء جبل افتخار و اعتبار برنشست . به اين بندهء مدحتگزار امر شد كه قطعهء تاريخى
--> ( 1 ) . در ضلع شمالى باروى رى قديم صخرهاى است كه از سوراخ آن آب زلالى بيرون مىآيد در شمال گورستان ابن بابويه .