ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

867

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

نه ، هنگام طلوع فجر كه زمان افول كوكب حيات آن فاجر بود ، ولدان حضرت محمد [ ولى ] ميرزا و ساير اهل و عيال از سفيد و سياه كه هريك داغ‌ها از آن مردود حال تباه در دل داشتند ، با آلات و ادوات جارحه از شمشير و كارد و خنجر و تبرزين و دبّوس « 1 » و ششپر « 2 » و مقراض و ساطور و سوزن و نشتر روى به منزل او گذاشتند . سه نفر از نوّاب اميرزادگان كه عبارت از چنگيز ميرزا و ناصر الدّين ميرزا و نصر الله ميرزاست با يك نفر داماد او كه به نام امام قلى ميرزا و نبيرهء اميربيك جان پادشاه بخاراست ، مباشر قتل او شدند و باقى اهل و عيال از ذكور و اناث هريك سياستى دربارهء او به عمل آورده و از ضرب ساطور و مقراض و سوزن كالبد او را پاره‌پاره كرده از حصول اين مأمول آسوده و فارغ بال آمدند . نعش پليدش را در معبرى عام انداختند و او را عبرة للنّاظرين ساختند و بعد از دو روز به كفن و دفنش پرداختند . بالجمله ، در باب ساير خوانين خائنين خراسان ، درياى رحمت شاهنشاه مروّت‌آيت به جوش آمد و ايشان را آيت رستگارى زيور گوش شد . محمد تقى خان عرب ميش مست حاكم ترشيز را غلّ و زنجير از دست و پا برداشتند و از نسبت چاكرى سركار وليعهد زمان و عزيمت دار الملك خراسان فرق اعتبارش را بر فوق آسمان برافراشتند . رضا قلى خان زعفرانلو را با دو پسر كوچك و محمّد خان قرايى را به نيّت توقف در تبريز روانهء دار الملك آذربايجان فرمودند . رضا قلى خان در منزل ميانج شقاقى روى به عالم باقى كرده ، محمد خان را صحيحا سالما وارد دار السلطنهء تبريز نمودند . دو تاريخ قتل و وفات عبد الرضا خان يزدى و رضا قلى خان ايلخانى از كلك مؤلف تراويد و درين رساله ثبت گرديد . تاريخ قتل عبد الرضا خان حاكم سابق يزد آن خان پست‌فطرت عبد الرضاى يزد * از شورى نمك به حرامى ز پا فتاد مامش به روزگار ز قوم يهود بود * بر زادهء يهود كجا باشد اعتماد

--> ( 1 ) . عمود آهنين ، گرز آهنى ، چوبدستى ستبر كه سر آن كلفت و گره‌دار باشد . ( 2 ) . نوعى گرز آهنين كه داراى شش پهلو باشد ، چوبدستى ضخيم و كوتاه داراى سرى گرد كه به وسيلهء خطوط به شش قسمت شده و بر آن ميخ‌هاى درشت كوبيده باشند .