ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
860
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ايمپراطور اعظم داشت ، لهذا ميرزا الكسندر ترجمان خود را به عزيمت خراسان و شرفيابى خدمت وليعهد دوران برگماشت و خود و همراهان ديگر به مهماندارى على خان افشار [ 476 ] نسقچىباشى سركار وليعهد نامدار در اواسط شهر ذى حجة الحرام ، خرّم و شادكام به دار الملك تبريز روى گذاشت . ذكر وقايع مرخّصى اسراى ولايت سرخس برطبق استدعاى خان خوارزم و حسب الترخيص شاهنشاه با حزم و حكم حضرت وليعهد صاحب عزم و تعهّدات مقرون به حتم و جزم از قرارى كه در وقايع سنهء ماضيه نگارش يافت ، از يمن اقبال شاهنشاه بىهمال و دستبرد وليعهد دشمنمآل ، ولايت سرخس چنان ويران شد كه بومى در آن مرزوبوم آشيان نداشتى و از فرط ويرانى احدى از همسايگان و عابرين در آن سرزمين قدم نگذاشتى . اندوختههاى چندين سالهء ايشان از آشكار و پنهان بر باد فنا رفت و قلعه و عمارت و بيوتات ، عاليها سافلها شد . رجال و اطفال نسوان و عيال از غريب و بومى كلّا اسير شدند و صيت آن خرابى و ويرانى عالمگير آمد . الله قلى توره خان خوارزم « 1 » را به سبب مواحدت مذهب ، عرق عصبيّت متحرّك گرديد و جمعى از رؤساى اويماقات تركمانيهء تكه و ساروق مرو و غيره را كه همواره زكوةگزار خان مزبور مىباشند ، با عريضه [ اى ] ارادتمندانه روانهء ارض مقدس و حضور وليعهد اقدس گردانيد . خلاصهء استدعا آنكه : « ازين عزيمت سركار وليعهدى ، تنبيهى كه سزاوار بود دربارهء تركمانان سالور رخ نمود [ و ] ساير تركمانان تكه و ساروق نيز از اين عزيمت حسابها بردند و عنان توسن يغما و غارت را از اين پس به دست رايض فراموشى سپردند . اكنون پنج هزار نفر اسير سالور و غيره را در حول و حوش ارض
--> ( 1 ) . مجلس و ملّى : « الله قلى خان توره خان خوارزم »