ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
858
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
نوباوگان نهال صحيح و سقيم و دبيران اغصان جديد و قديم در دار الايالهء گلشن و دار الكتّاب چمن تغيير و تبديل يافتند و خوانين بدآيين رياح مختلف المزاج از صفحهء خاور به عرصهء باختر شتافتند و از وفور گلهاى اصفر اللّون اخلاط صفراوى در مزاج اشجار طغيان نمود و تحريكات صبا و شمالشان بر بروز تبلرزه افزود . ابرهاى آذارى در سرحدّات دريابار سر به شورش برآوردند و جمرات ثلاثه در طبيعت الوار سرحدّنشين شتا اثر بخار كام ثعبان يافته [ 475 ] ايشان را به صحراى عدم آواره كردند . باد نوروزى بديع كه نايب سلطان ربيع است ، اميرزادهء سوسن را با سپاه سنبل و سمن به تسخير دار السلطنهء گلشن مأمور فرمود و خود در عرصهء چمن قدرت توقف نيافته به چمنى ديگر رحلت نمود . شاهد سنبل را ازين ماتم گيسو برآشفت و بنفشهء سوگوار با يك جهان حسرت در خاك هلاك بخفت . قرّاء خوشالحان عنادل در روضهء ، باغ زبان به تلاوت مصحف فصاحت برگشادند و شاهدان سورى از ضرب ناخن رنجورى ، علامت مصيبت بر چهرگان نهادند . همانا سلطان صاحبقران بهار را رشتهء توانايى گسيخته به دامان رنجورى آويخت و از قطرات شبنم عرقها ريخته ، از شاخههاى شقايق و ارغوان خونها برانگيختند . لمؤلفه : هوا و خاك ز آسيب وى دو رنجورند * بهار بهر مداوايشان چو افلاطون يكى ز قطرهء شبنم همى بريزد خوى * يكى ز شاخ شقايق همى بگيرد خون جلوس همايون به عادت سنوات دولت روزافزون ، برفراز اورنگ سپهرنمون زمرّدگون واقع شد و ايوان خلافت از چهروشاقان بهشتىطلعت ، مشحون از صنايع و بدايع آمد . پس از انقضاى بزم شيلان ، كيفيّت عزيمت ايلچى دولت بهيّهء روسيه به درگاه معدلتاركان به عرض اقدس شهريار زمان رسيد . برحسب امر اعلى ، على خان آدخلوى افشار نسقچىباشى نوّاب وليعهد نامدار كه در دار السلطنهء تبريز مقيم بود ، به مهماندارى معيّن گرديد . تبيين اين مقال آنكه از قرارى كه در وقايع نهايت سنهء ماضيه نگارش يافت ، ايلچى مزبور كه به نام گراف سيماناويچ ، و به رتبه از معتبرين دربار ايمپراطور روسيه