ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

847

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

مستحفظين آن قلعه ، كه دويست نفر از فوج همدانى بودند ، بالطوع و الرغبه باب قلعه را گشوده حضرت و الا بلا مانعى در قصبهء مزبوره نزول فرمود . دويست نفر مذكور در حضرت فرمانفرما استدعاى چاكرى نمودند ؛ نوّاب و الا آن‌ها را با معتمدى امين روانهء شيراز ساخت و از تعيين مكان و مواجب و سيورسات به مرمّت احوال ايشان پرداخت . بالجمله ، از تقريرات جناب شيخ الاسلام و حضرت حاجى قوام چنين معلوم شد كه ايلخانى مراجعت خود و ايلات را موقوف به عزل ميرزا محمد على از كار وزارت دانسته و با كمال جدّ و جهد ، همّت بر انجام اين كار بسته است . چون نوّاب فرمانفرما مراجعت از آن سفر را بىنيل مرام در قوهء قدرت و غيرت نمىديد ، لهذا از راه احتياط ميرزا محمد على را به بهانهء سركشى گرمسيرات و وصول وجوه ماليات روانهء دار العلم شيراز گردانيد . در عرض راه ، رضا خان قاجار اميرجار را كه به احضار او مأمور بود ، ملاقات كرد و چون بختش سعادتى نداشت ، عزيمت دربار اعلى را معاذير چند گفته ، روى به صوب شيراز و كازرون آورد . پس از آن جناب شيخ الاسلام را با نوّاب فرمانفرما مرّة بعد اولى به دار الامان كرمان فرستاده و محمد على خان ايلخانى را برداشته ، بلاعذرى وارد اردوى و الا ساخت ، ولى نوّاب اميرزاده سيف الملوك ميرزا بعد از رفتن ايلخانى به نگاهدارى ايلات مزبوره پرداخت . ذكر شكايت اهالى كرمان از نوّاب سيف الملوك ميرزا و تصرّف نوّاب فرمانفرما در كرمان و اوضاع واقعه تا هنگام ورود به دار العلم شيراز [ 470 ] در دوازده روزهء ايّام توقف نوّاب فرمانفرما در شهر بابك ، اهالى دار الامان كرمان از تعدّيات نوّاب اميرزاده سيف الملوك ميرزا شكايت‌گزار شدند و بعضى از رؤسا عريضه [ اى ] نگاشته ، برخى خود آمدند . پاره [ اى ] نوشته‌جات هم به خط و مهر نوّاب اميرزادهء مزبور به نظر اشرف فرمانفرما رسيد كه به كدخدايان بلوكات كرمان مرقوم و