ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

837

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

كارگزاران دربار و الا چنين عرض نمود كه : هرگاه حضرت اشرف و الا ، يار محمد خان را در دربار عزّ و شرف موقوف دارد ، كامران ميرزا ناگريز است كه بنائى درست در كار خدمت و صداقت گذارد ؛ بنابر آن موازى پنجاه نفر قراول نظام ، در ظاهر به صيغهء احترام و در باطن به سبب احتياط از فرار آن افغان بدفرجام به محافظتش برگماشتند و تا زمان مراجعت سركار وليعهدى از فتح تربت حيدريه ، مشار اليه را چه در شهر مشهد مقدس ، چه در اردوى اقدس موقوف داشتند . كامران ميرزا كه در بدايت حال ، داستان گرفتارى او را شنيد ، چون ترخيص چنان وزيرى را به ضرب و زور در قوهء قدرت نمىديد ، لهذا عامل عمل تدبير و تزوير گرديد . معتمدى ديگر را با پيشكشى مختصر به خدمت و الا فرستاد و حقّهء تزوير را به اين آيين سرگشاد كه : « يار محمد خان را چون در مملكت هرات به سبب وفور استيلا بر رعيّت و رعات مخلّ كار خود ديدم ، لهذا مشار اليه را به بهانهء معهود روانهء درگاه و الا گردانيدم ؛ اكنون توقّع دارم كه مشاراليه را در آن حضرت موقوف دارند و هرگاه ارادهء مراجعه نمايد ، نگذارند . » منظورش ازين استدعا آن بود كه حضرت وليعهد كامكار ، يار محمد خان را با كامران ميرزا دشمن دانند و اگر همه به جهت اخلال در كار هرات باشد ، مشار اليه را از آن دربار برانند . يار محمد خان نيز مطلب باطنى كامران ميرزا را از مضمون نوشته يا از پيغام فرستاده ، دريافت كرد و از روى حيله و تزوير ، همان تمنّاى ظاهرى كامران ميرزا را دست‌آويز دشمنى خود با او كرد و تعهدات در انجام كار هرات به عمل آورد . ظهور اين خدمت را موقوف به مرخّصى خويش ساخت [ 465 ] و در باب مراجعت به صوب هرات به ابرام و اصرار پرداخت . نوّاب وليعهد فطانت‌مهد از فرط فراست منظورات آن امير و وزير را از بروز اين استدعاى مختلف دريافت فرمود و در محافظت خان مزبور تأكيدات زياد بر زياد نمود . بعد از فتح تربت‌حيدريه ، عزيمت هرات را داشت ، ولى به سبب شدّت سرماى زمستان و كثرت برف و باران و عدم آذوقه به جهت مصارف سپاه ظفراركان بنا را به وقت ديگر گذاشت . پس از مراجعت از فتح تربت ، داستان قرار و مدار كار هرات را با يارمحمد خان به ميان آورد و مكنونات ضمير