ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

831

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

به استقبال گراييدند . صاحبان آن اسيران كه از دور و نزديك به همين اميدوارى جمع بودند ، هريك اسير خود را گرفته ، دعاگويىها به دولت قاهره نمودند . جناب مجتهد دوران ميرزا هدايت الله در مصلّاى خارج شهر با اهالى آن ولايت از غريب و بومى و اسراى شيعه نماز ظهر و عصر را ادا نمودند و پس از اداى نماز بر فراز منبر رفته و دولت جاويد آيت را دعاها گفته ، صداى گريهء شادمانى و خندهء كامرانى ايشان را ملائكهء هفت آسمان شنودند . در خارج شهر و پس از ورود ، شور روز رستاخيز در آن ديار پديد آمد و اين نيكنامى تا قيام قيامت نصيب دولت پايدار شد . اسراى شيعه هريك روانهء اوطان خود شدند و اسراى تركمانان برحسب امر نوّاب وليعهد زمان موافق بنيچه در بلوكات و دهات حول و حوش قسمت آمدند . مژدهء اين فتح نمايان در روز يكشنبه بيست و چهارم شهر جمادى الثانى به رسالت حضرت قلى خان [ 462 ] شاهيسون دويرن غلام پيشخدمت در دار الخلافهء طهران به عرض شاهنشاه زمان رسيد و اولياى دولت قاهره را از ظهور اين الطاف لاريبى ، عيدى بزرگ ظاهر گرديد . تاريخ فتح قلعهء سرخس و استخلاص اسراى شيعه و غيره و وصول ايشان به ارض اقدس ، يك رباعى و يك مثنوى از كلك مؤلف تراويد و به جهت يادگار در اين صحيفه ثبت گرديد . رباعى در افتتاح قلعهء سرخس چون خنگ وليعهد شد اندر تك و تاز * بگرفت سرخس و برد گردونش نماز زد خاورى از براى تاريخ رقم * از سعى وليعهد سرخس آمد باز تاريخ وصول اسرا مثنوى : وليعهد چون شد به توران زمين * به دو خواند افراسياب آفرين هزاران اسير از سرخسى ستاند * پس آنگاه تا ارض اقدس رساند