ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

832

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

هزاران سعادت‌وش و بت‌پرست * خود از شيعه و سنّى آمد به دست جهاندند خنگ سعادت ز جوى * به ارض مقدّس نهادند روى پس آزاد دربند معتاد شد * بسى بنده از بند آزاد شد چو شد آن اسير از سرخس اسپرى * خرد خواست تاريخش از خاورى در آن عرصهء دار و گير سرخس * بگفتا بيامد اسير سرخس [ مصرا ] ع : چنين كنند بزرگان چو كرد بايد كار ذكر حركت نوّاب نايب السلطنه از سرخس و فتوحات قلعه‌جات تربت حيدريه و محمودآباد و ساير اوضاع اتفاقيه تا ورود به ارض روضهء رضويّه بعد از فتح ولايت سرخس و كوبيدن قلعهء آن ، نوّاب نايب السلطنة العليّه به جهت روانه كردن اسراى شيعه و تركمان و فرستادن آذوقهء سرخس به ارض فيض بنيان ، مدت ده روز در آن‌جا توقف فرمود و « 1 » پس از آن ، روى سعادت به منزل آق‌دربند نمود . هشت روز متوالى نيز در آن منزل اقامت يافت و نوّاب بديع الزمان ميرزا را [ 447 ] با رتبهء مصاهرت خويش و سواره و پيادهء سپاه ظفركيش به رجعت استرآباد مرخّص فرموده ، جمعيتى هم كه آذوقهء سرخس را به ارض اقدس برده بودند ، مراجعت نموده ، به آدابى شايان به صوب ولايت جام شتافت . از اتفاقات در آن اوقات ، از شدت برودت هوا ، آسمان لباس سنجاب و قاقم بر سر كشيدى و پرويزن سحاب همواره دانه‌هاى قطرات منجمد و غير منجمد بر فرق خاكيان باريدى . حضرت وليعهد فلك‌مهد در آن شدّت برف و سرما ، لشكر فيروز را چنان حركت دادى كه احدى از آحاد لشكرى تعطيل را در عقب بايستادى . خلاصه ، در اواخر شهر رجب المرجب به منزل محمودآباد جام رسيد و در همان ساعت ورود ، قلعه مزبوره ، كه در تصرف كسان محمد خان قرائى بود ، بلامانع

--> ( 1 ) . ملى : - « و »