ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
830
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
مسخّر كردند . در مدت يك ساعت صحيح ، تيغ انصاف دلاوران ، غوغاى آن جمع بىايمان را قطع و فصل نمود و بالى محرم بهادر قراولباشى نيز كه قاصد خدمت بود در ميان مغلوبه از ضرب سربازان پاى به ديار سقر گشود . سربازان و توپچيان و آحاد لشكر از پياده و سوار ، بعد از منع از قتل ، دست جلادت به نهب و غارت برآوردند و اموال آن قلعه را از پنهان و آشكار يغما كردند . از قرارى كه به تحقيق پيوست ، اكثرى از توّابين سربازان و توپچيان معادل يك هزار تومان يا كمتر يا بيشتر كسيب داشت و نظر همّت و الا ، دست تصرفى بر آن نگذاشت . سه هزار خانوار سالور با اسبان خاصّهء سرخس ، كه تخمينا سيصد رأس مىشد ، در قسمت نصيب نوّاب اشرف را كسيب آمد و بقيهء اموال ايشان از صامت و ناطق ، لشكر ظفر موافق را نصيب شد . كوچ و عيال و عروس ابراهيم خان هزاره را صحيحا سالما مستخلص ساخته به دست محمد خان ولدش سپردند و برحسب امر و الا قلعهء سرخس را خراب نموده با خاك مساوى كردند . غرباى اطراف از تكه و ساروق و يمرلى و على ايلى و غيره و تجّار اويماقات جمشيدى و تايمنى و هزاره و تيمورى كه به سبب تاخت و تاز حول و حوش و خريد و فروش اسراى مسكين در سرخس و از روى عدد چهار صد و پنجاه نفر بودند جميعا را اسراى شيعه حسب الامر و الا به ضرب كارد و قمه و خنجر و ساطور و سوزن و دندان پاره پاره نمودند . معادل يك هزار و پانصد نفر از سوارهء ساروق مرو كه به امداد سرخسيان مىآمدند ، در عرض راه اين خبر را شنيده مأيوسا روانهء اوطان خود شدند . چون در ارض اقدس غلاى غلّه وفورى داشت ، لهذا نوّاب اشرف آذوقهء سرخس را كلّا به حمل دوابّ سرخسيان به مشهد مقدّس فرستاد و بلاى غلا به سبب اين حسن تدبير روى به نقصان گذاشت . سه هزار اسير شيعه و سه هزار خانوار تركمانان سرخسى را به سردارى جعفر قلى خان شادلو و سركردگى مصطفى قلى خان سمنانى و سوارهء خمسه و هزارهجات سمنان و دامغان به ارض اقدس فرستادند و از ظهور اين جلادت و مردانگى ، ابواب بهجت و شادمانى بر چهرهء اهالى شيعه برگشادند . روز سهشنبه سيزدهم شهر ربيع الثانى ، اسراى شيعه به خارج ارض اقدس رسيدند و جميع فضلا و سادات و پيشوايان اهل اسلام و اهالى آن شهر از خواص و عوام