ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
643
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
مباشر فتنه و فساد كرده بالمرّه از جادّهء اطاعت بيرون برد . نوّاب محمد قلى ميرزاى ملك آراى طبرستان شرفياب درگاه خاقانى بود و « 1 » ولد ارجمندش ، نوّاب بديع الزمان ميرزاى صاحب اختيار ولايت استراباد ، كه در دشت گرگان ، شيرى جلادت نشان بود ، بدون اعلام اين خبر به امناى دولت جاويد اثر پاى جلادت برگشود . مهدى قلى خان و محمّد تقى خان هزار جريبى و اسماعيل خان فندرسكى و نقد على خان كتول را با قادر اندازان استراباد و مازندران و يك هزار نفر از سوارهء كوكلان تركمان برداشت و روى همّت به تاخت ايل جعفر بايلى گذاشت . در شب پنجشنبه نوزدهم « 2 » شهر شعبان المعظّم ، قبل از طلوع صبح صادق در اوبهء آن قوم كاذب ريختند و « 3 » خون مردان ايشان را از صغير و كبير جميعا با خاك راه آميختند . زنان و دختران را كلّا اسير كردند و با احمال و اثقال آن طايفه به صوب استراباد آوردند . از ظهور اين فتح نمايان ، روسيهء دريا حسابها برداشتند و بادبان هزيمت كشيده روى به ديار ادبار گذاشتند . حضرت صاحبقران نامدار پس از استماع اين اخبار بهجت آثار ، به « 4 » احتياط كار ، منوچهر خان ايچ آقاسى باشى دربار فلكمدار را به نظم ولايت گيلان و محافظت فرضهء انزلى فرستاد و جناب امين الدوله عبد اللّه خان كه از عمل معزول بود ، به التزام دار السلطنهء اصفهان و انتظام امور نوّاب سيف الدوله العليّهء سلطان محمد ميرزا حكمرواى آن سامان پاى برگشاد . ذكر عزل و نصب سرداران گرجستان و عزيمت طايفهء روسيهء بىايمان به تسخير قراچه داغ و ايروان و مخذولى آن جماعت پرخذلان و حركت موكب اعلى به آذربايجان و فتح سارواصلان چون از قرارى كه در آخرين سنهء قرن اوّل در جلد مسمّى به نامه خاقان نگارش
--> ( 1 ) . ملى : - « و » ( 2 ) . مجلس : - « نوزدهم » ( 3 ) . ملى : - « و » ( 4 ) . مجلس : - « به »