ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

642

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

كردند تا از اهتمام وليعهد ابر آذار سردار روسىنژاد چنار را بر سر صلح آوردند . ابواب خزاين زرّين و سيمين خاك از رياحين ابيض و احمر شكسته شد و عهد مودّت سلاطين باغ و بهار به هم پيوسته آمد . روسى نژادان ازهار ، قلعه و شهربند گلزار و مرغزار را به تركان گلگون‌چهر سورى سپردند و رخت اقامت خويش از آن بلدان طراوت كيش بيرون بردند . در سرحدّات ايران زمين گلشن ، از هجوم فتنه‌جويان زاغ و زغن ، شورشى دست داده بود . نوباوهء نهال به حكم داراى بهار ، دفع آن فتنه را پاى همّت برگشود . اورنگ خلافت از فرّ ذات كامل الصفات شاهنشاه كيوان شأن و كنارنگ جهان ، اعنى خسرو صاحبقران كشورستان - خلّد اللّه سلطانه - آرايشى تازه يافت و نوبتخانهء سلطنت به مباركباد نخستين سال از قرن ثانى دولت جاويد مبانى ، بلند آوازه شد . شاهزادگان اطراف و امينان اكناف ، رخ‌ها بر خاك بارگاه سودند و از اين خاكسارى ، بر آبروى خويش افزودند . بر [ 368 ] و دوش ميران درگاه و خاصّان خرگاه ، از خلاع زرتار همدوش اعتبار گرديد و از زرپاشى دست دريا مثال ، مايه‌داران و بىمايگان را مايهء التفات رسيد . پس از نظم بزم شيلان ، خيال تلافى با طايفهء روسيهء بىايمان ، خورشيدوار از مطلع خاطر شاهنشاه تاجدار زمين سر برزد و فرامين قدر آيين به احضار جنود ظفر قرين از برّ و بحر عالم درگذشت . پس از اندك زمانى ، خارج دار الخلافه ، از هجوم لشكر بىمرّ چون عرصهء سپهر اخضر از وفور اختر مشحون آمد و تيغ‌هاى دلاوران از شوق مكافات با خصمان بىمدد تيغ زبان « 1 » از غلاف بيرون . در خلال اين احوال ، خبر بهجت اثر تدمير جماعت جعفر بايلى « 2 » تركمان يموت رسيد و در افتتاح كار به فال ميمون گرديد . تبيين اين مقال آن‌كه ، طايفهء روسيه بعد از ظهور قضيّهء سال قبل به فكر كار افتادند و از طرف درياى خزر نيز در سرحدّات استراباد و « 3 » مازندران بناى شورش نهادند و دو فروند كشتى جنگ به فرضه‌جات « 4 » آن دو ولايت راندند و از ابلاغ سيم و زرّ بىمرّ ، آيت فريب « 5 » به گوش تركمانان يموت ساكن دشت خزر خواندند . قيات نامى از ايل يموت كه شيطانى فتنه‌انگيز بود ، فريب خورد و ايل مزبور را

--> ( 1 ) . ملّى : « تيغ زنان » ( 2 ) . مجلس : « بالى » ؛ اعتماد السلطنه در روزنامه همايون « جعفرباى » نوشته است . ( 3 ) . مجلس : - « و » ( 4 ) . بندرگاه‌ها ( 5 ) . ملى : « فريب »