ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

794

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

ميرزا ولدان نوّاب شجاع السلطنه را حسب الامر الاعلى ملتزم خويش ساخته بر بارگى عزيمت برنشست . موكب اعلى بعد از اتمام كارها روز شنبه هشتم شهر جمادى الاوّل از دار السلطنهء اصفهان حركت كرد و از ميانهء نطنز و جوشقان و قصبهء نراق روى سعادت به دار الخلافهء طهران آورد [ و ] روز شنبه هفدهم شهر مزبور وارد دار الايمان قم شدند و نوّاب ظلّ السّلطان حكمرواى دار الخلافه طهران و حضرت يحيى ميرزا والى ولايت گيلان ، در خارج شهر قم شرفياب ركاب شهريار انجم تحشّم آمدند . بعد از زيارات مخصوصه و انعام بر فقراى آن روضهء منعوته ، شقّهء رايات ظفرآيات از آن بلدهء سعادت سمات گشاده شد و روز سه‌شنبه بيست و پنجم ، باغ دلگشاى نگارستان از ورود مسعود داراى زمان ، قرين طراوتى بىاندازه آمد . در [ روز ] يكشنبه غرّهء جمادى الثانى عرصهء دار الخلافهء طهران از فرّ نزول داراى دوران صفايى تازه يافت و به سبب ظهور بلاى طاعون در ولايات گيلان و طبرستان ، نوّاب يحيى ميرزاى والى مأمور به توقف دار الخلافه گشته [ و ] نوّاب محمد قلى ميرزاى ملك‌آراى طبرستان نيز فرارا به دربار فلك‌شأن شتافت . [ مصرا ] ع : زيرا كه مأمن دو جهان است كوى او ذكر القاى مكنونات خاطر همايون به نوّاب نايب السلطنهء جلادت مقرون و عزيمت معزى اليه به مملكت خراسان و اوضاع واقعهء در آن اوان در اوقاتى كه شاهنشاه صاحبقران ، نوّاب وليعهد زمان را در منزل دهكرد و چهار « 1 » محال - از قرارى كه نگارش يافت - از ركاب فيروزىمآب مرخّص مىفرمود ، بعضى فقرات از مرموزات ضمير فطانت آيات به او القا نمود تا موجب اطمينان خاطر و ازدياد شوق او به خدمت‌گزارى دولت جاويد تأثير شود ؛ از آن جمله يكى داستان حكم جناب بطليموس انتساب ميرزا محمد حسين منجّم اصفهانى بود كه در باب احكام آينده در

--> ( 1 ) . مجلس : « چارمحال »