ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
793
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
[ 442 ] از معتمدين درگاه را به جهت منع تغيّر زبانى نوّاب شاهزاده از رعيّت افتاده در نزد او نهادند . جناب معزى اليه به حقيقت دعاوى جميع اهالى آن دو ولايت رسيد و كل آن دعاوى را به مصالحه يا به دادن عوض از سركار شاهزاده رفع گردانيد . آن جمع پريشان را با حضرت و الا رايگان ساخت و به جهت تجديد ايالت به استخارهء كلام الله مجيد پرداخت : فعل ايالت خوب و ترك آن بد آمد و برحسب امر اعلى ، خلعت ايالت جديد ، زينت قامت شاهزادهء سپهرمسند شد و مقرّر گرديد كه معتمدى از جانب جناب فخر المجتهدين به اتفاق سركار شاهزادهء با تمكين به آن ولايت شتابد و ازين پس كار معاملات و رفتار با رعيّت و رعات « 1 » به قانون شرع سعادت آيات رونقى بىنهايات يابد . معتمدى ديگر هم از جانب سركار ديوان قدربنيان مأمور گردد كه جمع آن دو ولايت و خرج شاهزادهء جلالت آيت را بر وفق حساب پرداخته رسوم اجحافات و تعدّيات سابقه را موقوف ساخته باشد . از جانب جناب فخر المجتهدين ، ملااحمد نام خراسانى مأمور شد و از طرف قرين الشّرف ديوانى ، ميرزا قوام الدّين بهبهانى روانهء آن حدود و ثغور آمد . يكى ديگر از جملهء وقايع واقعهء در دار السلطنهء اصفهان ، آوردن سارقين بلوچستان و سياست ايشان است . تبيين اين مقال آنكه ، مستحفظين حدود بيابانك و جندق به جمعى از سارقين بلوچ كه در عدد بيست نفر بودند ، برخوردند و معادل پانزده نفر از آنها را مقتول كردند و پنج نفر را اسير نمودند . نوّاب بهاء الدوله بهمن ميرزا صاحباختيار آن ولايت و غيره ، سارقين و رؤوس مقتولين را به دربار فرستاد و دژخيم قهر قهرمان زمان هر پنج نفر را در ميدان نقش جهان اصفهان سرها بر باد داد . ديگرى از وقايع آنكه ، مبلغ دويست هزار تومان از اصل ماليات مملكت فارس به سبب طغيان ملخ و آفت غلّات و وقوع بلاى و با در آن ولا ، به صيغهء تخفيف و تصدّق عنايت گشت و از ظهور اين مرحمت ، فرق اعتبار اهالى آن ناحيت از فرق فرقد درگذشت . نوّاب حسين على ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس مقضىّ المرام بار رجعت بربست و اميرزادگان عظام هلاكو ميرزا و ارغون ميرزا و اباقا خان ميرزا و اوگتاىقاآن
--> ( 1 ) . نگاهدارندگان ، حارسان ، واليان ، اميران ، شاهان