ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

788

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

آن افزود . در هنگامى كه از دار الخلافه به صوب دار العبادهء يزد « 1 » مىشتافت ، از سركار اعلى چنين فرمان يافت كه ، بعد از نظم ولايات يزد و كرمان از راه بيابان طبس عازم مملكت خراسان شود و جمعيتى نيز از ركاب مستطاب از راه سمنان و دامغان به امداد آورد . « 2 » درين اوقات امينان دولت قاهره مصلحت در آن ديدند كه نوّاب معزىاليه ، جمعيّت آذربايجانى را با يكى از اميرزادگان در دار الامان كرمان متوقف سازد و خود با معدودى به زيارت خاكپاى همايون پردازد ، تا در باب عزيمت خراسان از كدام راه و در چه هنگام ، سخن‌ها گفته شود و به طريقى كه مصلحت رأى عالم‌آرا اقتضا فرمايد ، عمل رود . نوّاب نايب السلطنه بعد از نظم ولايت كرمان به جانب خراسان عازم بود كه از دربار اقدس چاپارى كه ذكر شد وارد گشته ، فرمان احضار خود را زيارت نمود . امتثال امر اقدس را واجب شمرده ، سرباز و توپخانه را با نوّاب اميرزاده خسرو ميرزا و يوسف خان گرجى امير توپخانه مأمور به توقف كرمان و انتظار صدور حكم جديد داشته و سليمان خان گيلانى سرهنگ را نيز با فوج شقاقى احتياطا در يزد نزد نوّاب سيف الدوله ميرزا گذاشته و « 3 » خود با سه فوج سرباز و شش عراده توپ صاعقه‌گداز ، مشيا على الرّأس راه اردوى اعلى را درسپرد و در قصبهء قمشه محمد حسن خان سالار بار كه حامل شمشير مرصّع انعامى شاهنشاه تاجدار بود ، دررسيد و حضرت وليعهد دوران را آن تيغ آفتاب مهر « 4 » زيب ميان افتخار گرديد . روز پنجشنبه غرّهء شهر ربيع الثانى در منزل دهكرد شرفياب انجمن حضور عدالت‌دستور و مورد نوازش و التفات نامحصور گشته ، وقايع‌گزار « 5 » از اوضاع نزديك و دور شد . پس از دو سه روز كه مجالس مشاوره انعقاد پذيرفت و هركس حكايتى از صحّت و سقم آن سفر با ثمر گفت ، رأى مبارك اعلى بر آن « 6 » عقيده عازم گرديد كه نوّاب وليعهد دوران از راه سمنان و دامغان به جانب خراسان عزيمت فرمايد و نوّاب اميرزاده خسرو ميرزا كه در دار الامان كرمان منتظر حكم جديد است ، با سرباز و توپخانه از راه

--> ( 1 ) . مجلس : - « يزد » ( 2 ) . مجلس : + « و » ( 3 ) . مجلس : - « و » ( 4 ) . مجلس : « مهد » ( 5 ) . ملى و مجلس : « وقايع‌گذار » ( 6 ) . مجلس : « اين »