ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
775
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
برگشاد . در اواخر شهر شوّال المكرّم حضرت نايب السلطنه وارد گشته ، در خارج شهر منزل كرد و نوّاب شجاع السلطنه اهتمامى كه درخور بود در باب مهماندارى به عمل آورد . چون در اوقاتى كه وليعهد دوران به جانب دار العبادهء يزد عازم بود ، صاحبقران اعلى ، آقا محمد كريم خان « 1 » پيشخدمت خاصه را به احضار حضرت حسن على ميرزا گسيل نمود . به نوّاب وليعهد زمان نيز از قرار نگارش در باب فرستادن او فرمايشات مؤكده فرمود و از قرائن خارجه و داخله چنين مستفاد مىشد كه حضرت شجاع السلطنه از مؤاخذهء عزيمت محاصرهء يزد بدون اذن ، تن به عزيمت ركاب اقدس درندهد و آن مرغ زيرك از دام اين فرمايش بجهد ؛ لهذا در خارج شهر يك فوج قراول احترام بر دور او گذاشتند و محمد زمان خان دولوى قاجار خالوزادهء وليعهد نامدار را با دويست سوار به احتياط كار به همراه او كرده به دار الخلافهء طهران روان داشتند . تهنيت و تاريخ اين فتوحات سديد را مؤلف قصيده [ اى ] غرّا سراييد و به انعام يك رأس اسب خراسانى از سركار وليعهد دولت جاويد مبانى سرافراز گرديد . قصيدهء مزبور به جهت يادگار درين رساله ثبت افتاد . لمؤلّفه : جيش ارمن را به عمّان بردن از بيراه و راه * نيست اندر قوّهء شاهى به جز عبّاس شاه از درِ تفليس تا عمّان گروه اندر گروه * از در تبريز تا كرمان سپاه اندر سپاه اهل ارمن را و عمّان را ز بعد و قرب او * گريههاى هاىهاى و خندههاى قاهقاه پادشه را ديد عزم و شد به خدمت رهسپار * باختر را داد نظم و زد به خاور بارگاه
--> ( 1 ) . مجلس : - « خان »