ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
776
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
از سپاه مغربش در پى قدوم اندر قدوم * وز بلوك مشرقش بر در جباه اندر جباه خيره از برق حسامش ديدهء ناهيد و تير * تيره از گرد سپاهش چهرهء خورشيد و ماه رعشه از عزمش به اورگنج و نشابور و هرى * لرزه از جيشش به خوارزم و به غزنين و فراه باج ده تركان ز دشت او را و خانان از ختا * تاج ده اوزبك « 1 » ز بلخ او را و افغان از هراه نظم ايوان سليمان زان سكندر آستان * فتح زندان سكندر زان سليمان دستگاه حصن باز و بخت دمساز و رعيّت سرفراز * جيش منصور و عدو مقهور و رحمت عذرخواه با چنان قدرت ورا رأفت چنين قلبى لديه * با چنان سطوت ورا رحمت چنين روحى فداه جاننثاران بانويد و بينوايان پراميد * دادخواهان روسفيد و ظلمكاران روسياه دردمندان باطبيب و مستمندان با نصيب * بىنظامان با نظام و بىپناهان با پناه مشتبه بود انتزاع ملك بىجنگ و نزاع * اندرين عزم شهنشه رفع شد اين اشتباه پست شد كيوان ز قدرش مرحبا زيبنده قدر * تنگ شد كيهان به جاهش حبّذا فرخنده جاه هركه رفت اندر خيالش دوخت لب از ماسبق * هركه ديد اندر جمالش بست چشم از ما سواه
--> ( 1 ) . ملى : « اورنگ »