ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

764

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

ذكر جسارت تركمانان به تاخت خراسان و گرفتارى نواب هندوستان و خلاصى او از همّت صاحبقران زمان در زمستان اين سال فرّخ‌مآل ، معادل دو هزار نفر از ابطال رجال تركمانيهء ضلالت خصال تكّه به اغواى الله قلى توره والى خوارزم به تاخت و تاز ارض اقدس آمدند و در آن حول و حوش ، اسب انداز و تركتاز شدند . نوّاب احمد على ميرزا والى مملكت خراسان ، بعد از اطلاع ازين داستان با سوارهء ارض فيض‌قرين و غلامان تهمتن‌آيين ، بيرون تاختند و برخى از آن طايفه را اسير و دستگير ساختند . جماعت مذكوره خود را به گوشه [ اى ] كشيده در سر راه زوّار كمين كردند و فىمابين منزلين عباس‌آباد و ميامى به زوّارى كه از ارض اقدس مراجعت مىنمود تاخته ، دمار از روزگار ايشان برآوردند . مردان پير را كلّا از تيغ بىرحمى كشتند و جوانان و نسوان و اطفال را اسير كرده ، روانهء دشت گشتند . شمار اسيران به پانصد رسيد و عدد مقتولين از دويست افزون گرديد . اموالى كه به غارت برده بودند ، از حساب بيرون بود و از حوصلهء انديشه افزون . يكى از جملهء اسراى معروف ، نوّاب هندوستان است و احوال او را كلك مؤلف به اين آيين نگارندهء داستان : مشار اليه موسوم به مهدى على خان ملقب به جلال الدوله ولد سعادت على خان كه برادر مرحوم آصف الدوله وزير لكناهور بوده و پدر بر پدر در آن كشور ، بر وجه احسن زندگانى مىنموده‌اند . مهدى على خان مذكور در اين سال از راه دريا شرف زيارت عتبات عاليات را دريافت و با شوقى كامل به زيارت جناب على بن موسى الرضا - عليه التحية و الثناء - شتافت . بعد از حصول مأمول به اتفاق زوّار مراجعت مىكرد و از قرارى كه نگارش يافت ، در عرض راه ، مال و حال را در معرض غارت واسر درآورد . در دار الخلافهء طهران اين خبر به داراى جهان رسيد و درياى غضب شهريارى متلاطم گرديد . فى الفور حاجى اسماعيل خان شام بياتى را با جمعيتى از منتخب سوارهء ركاب ظفر عنان به جهت تنبيه تركمانان بىايمان و استرداد اسراى مسلمانان از ايشان روانهء خراسان فرمود و از صدور احكام غضب‌آميز ، نوّاب شاهزاده احمد على ميرزا را