ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

742

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

ذكر حركت موكب ظفرطراز از دار العلم شيراز به عزيمت ولايت اهواز و ايراد اوضاع اتفاقيه تا هنگام ورود به دار الخلافهء بهيّه بعد از انقضاى مدت چهل روز از زمان ورود و انتظام آن ثغور و حدود ، حضرت شاهنشاه مسعود را ، هواى گشت و تماشاى ساحات خوزستان و لرستان ساعت به ساعت در دل الهام منزل مىافزود ، لهذا پيشخانه‌كشان اردوى ظفرشكوه را به حركت امر فرمود . به امير نامدار سپهدار با اقتدار مقرّر شد كه سه روز بعد از حركت موكب فيروز ، توپخانهء مباركه و افواج جانباز عراقى را برداشته از راه فهليان روانه و در قصبهء بهبهان ملحق به ركاب شاهنشاه يگانه شود . رايات ظفرآيات در حين نزول رحمت بلانهايات در عصر روز جمعه پانزده‌هم شهر با بهر شعبان المعظّم « 1 » از دار العلم شيراز حركت و منزل چنار راه‌دار - دو فرسخى شهر - محل نزول موكب ظفرآيت گرديد . ميرزا منصور خان حاكم سابق بهبهان را كه سيّدى بزرگوار و چاكرى خدمت‌گزار بود ، مقرّر گرديد كه به سبب اطلاع از كمّ و كيف منازل ، همه‌جا قايد و دليل موكب فيروزى دلايل باشد . صباح روز سه‌شنبه از راه دشت ارژن روانهء قصبهء كازرون و اعتدال آب و هواى آن ملك ، پسند خاطر همايون افتاد . پنج روز در آن ملك دلفروز در باغى باصفا كه مشحون از درختان مركّبات با رنگ و بها و از مستحدثات حاجى على قلى خان كازرونى افشار حاكم آن ولايت بود ، توقف دست داد . در اين پنج شبان‌روز ، على الاتّصال ديدهء سحاب گوهرافشان بود و ساحات جبال و هامون و انهار و اتلال ، غيرت « 2 » درياى عمّان . اگرچه در چنان هنگامه [ اى ] احدى همّت بر حركت نمىگماشت ، ولى به جهات مختلفه ، حركت بر سكون ترجيح داشت . لاعلاج موكب همايون عازم گرديد و در دو فرسخى كازرون به رودخانه [ اى ] كه معروف به چشمهء شاپور است ، رسيد . اگرچه آن رودخانه بر خلاف ساير انهار بود و ساليان دراز كسى واهمه [ اى ] از عبور بر آن نمىنمود ، اما در آن اوقات از كثرت سيلاب بدتر از گرداب گشته و آب از كمر راكب و گوش مركوب گذشته بود .

--> ( 1 ) . ملى : - « شهر بابر شعبان المعظم » ( 2 ) . ملى : « غريب‌بر »