ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
739
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
عوض ماليات و بقايا محسوب شد و اخراجات و سيورسات ايّام توقّف از بابت متوجّهات ديوانى منظور و منسوب . بالجمله - از قرارى كه اظهار شد - نوّاب شجاع السلطنه حسن على ميرزا برحسب احضار اعلى از دار الامان كرمان با جميع عمّال و اشراف آن سامان در دار العلم شيراز شرفياب ركاب سعادتانباز گرديده ، مطالب و مستدعيات نوّاب معزىاليه و اهالى آن ولايت به عرض خسرو عدالتدمساز رسيد . محاسبات ولايت كرمان از كلك مستوفيان ديوان همايون پرداخته شد و كار اهالى آن ولايت از فرط مروّت صاحبقران معدلت آيت ساخته . يكى از جملهء مستدعيات نوّاب حسن على ميرزا ، تفويض ايالت دار العبادهء يزد بود و اين فقره به جهات متعدده ، خلاف طريقهء ملكدارى مىنمود ، خاصه در آن اوقات كه عبد الرضا خان بيگلربيگى يزد از در عجز و استيمان درآمده ، از زلال ضراعت و مسكنت ، منطفى شعلهء غضب شهريار هفتكشور شد . تبيين اين مقال آنكه ، بعد از ورود حاجى مير عبد العظيم خان قزوينى و استماع آن همه پيغامات غضبآميز كه ذكر شد ، از خواب غفلت بيدار و از مستى شراب غرور هشيار گشت و از سر طغيان و نافرمانى درگذشت . جناب مجتهد زمان و سلمان دوران ، ميرزا سليمان طباطبايى يزدى را با جمعى از [ 417 ] برادر و برادرزادگان و بنى اعمام خويش و پيشكش فراوان و ماليات ديوان به اتفاق مير عبد العظيم خان ، روانهء آستان معدلتكيش داشت و همّت بر تلافى مافات گماشت . جناب ميرزا سليمان و سايرين ، در باب خدمات بعد ازين تعهدات كردند و در خاكپاى اقدس سوگندهاى مغلّظه خوردند . نوّاب حسن على ميرزا ازين استدعا و تعرّض به آن ولايت ممنوع گرديد « 1 » و ميرزا سليمان و همراهان را از ظهور اين گونه مرحمت ، سر بر اوج آسمان رسيد . محمد زكى خان نورى كه بعد از عزل از وزارت فارس ، در سلك غلام پيشخدمتان خاص درگاه فلكجاه منسلك بود ، از وزارت دار الامان كرمان و پيشكارى نوّاب شاهزادهء
--> ( 1 ) . مجلس : - « ميرزا سليمان و سايرين . . . گرديد »