ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

740

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

اسفنديار شأن ، كمال سرافرازى حاصل نمود . ميرزا سليمان و همراهان بعد از اعطاى خلاع فاخره و صلات متكاثره روانهء يزد شدند و نوّاب شجاع السلطنه و محمد زكى خان و عمّال كرمان به صوب مقصد روان آمدند . از قرارى كه نگارش يافت ، ينارال دالغورگى ايلچى دولت روسيه مأمور شد كه در دار السلطنهء تبريز توقف نمايد و بعد از مراجعت نوّاب اميرزاده خسرو ميرزا از سفارت روس ، به درگاه فلك‌جاه گرايد . از قرار نگارش ، نوّاب معزىاليه مراجعت كرد و ايلچى مزبور نيز برحسب صوابديد وليعهد زمان به مهمان‌دارى محمد حسين خان زنگنه ايشك آقاسىباشى آن سركار جلالت اركان به دربار اقدس روى آورد و در ورود به دار السلطنهء اصفهان ، مراتب توقف و عزيمت خود را عرض نمود . حضرت ميرزا محمد مهدى فراهانى ملك الكتّاب و بنى عمّ جناب ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام ، كه وكيل مهمّات سركار وليعهدى بود ، حسب الامر الاعلى به صوب اصفهان پاى استعجال برگشود . مقرّر گرديد كه ايلچى مزبور را از دار السلطنهء مذكور چنان حركت دهد كه مقارن ورود موكب مسعود به ولايت همدان ، او نيز دررسد . نوّاب نايب السلطنة العليّه برحسب امر بهيّه ، احضار به دربار فلك‌مدار گرديد و حكم محكم چنين به شرف صدور رسيد كه اميرزاده خسرو ميرزا را كه از سفارت روس مراجعت كرده با خود بردارد و به ولايت همدان روى آرد . در خلال اين احوال ، محمد على خان ايلخانى مملكت فارس ، چند نفر از دزدان جماعت بختيارى را كه به قطع طرق و سرقت اموال هر فرق مشغول بودند ، در معبرى گرفته ، به دربار گيتىمدار گسيل ساخت و حضرت صاحبقران شريعت‌پرور به حكم حكّام دار الشرع مطهّر به سياست ايشان پرداخت . بعد از انجام اين مهام ، ساز ركضت بلندآوازه شد و نسبت به نوّاب فرمانفرما و هريك از مباشرين و عمّال بناى بروز مرحمتى بىاندازه . ميرزا محمد على وزير آن سركار به سبب خدمات بسيار به لقب مشير الملكى ملقب گرديد و ميرزا على اكبر كلانتر مملكت فارس ، خلف مرحوم حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله ، از لقب قوام الملكى به اعلى مدارج حسب رسيد . آقا بابا خان بارفروشى مازندرانى كه از چاكران قديم نوّاب فرمانفرما و مردى با كمال آدميّت و