عبد الحسين نوايى

269

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

امير غياث الدين منصور نام و آن جناب حالا به وفور علم و دانش در اطراف و اكناف عالم بغايت مشهور است و مهارتش در فنون حكمى و رياضى ضرب المثل جمهور علماى نزديك و دور . در مدرسهء پدر بزرگوار خويش پيوسته به افاده قيام مىنمايد و گوش و هوش طلبهء علوم را از نتايج درياى طبع نقاد خود مىآرايد . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 111 ) مولانا جلال الدين محمد الدوانى از غايت تبحر در علوم معقول و منقول و از كمال مهارت در مباحث فروع و اصول بر جميع فضلاى عالم و تمامى علماى بنى آدم فائق بود و در ميدان تحقيق مسايل و انحلال معضلات رسايل و توضيح خفيات متقدمين و تلويح خبيات متأخرين ، قصب السبق از امثال و اقران مىربود . فنون مكنون كه از ابو على و علامهء طوسى در سرّ خفا محجوب بود ، در نظر بصيرتش جلوهء ظهور داشت و اسرار مخزون كه از معلم اول و ثانى مكتوم مانده بود قلم عنايت سبحانى بر صحيفهء ضميرش نگاشت . سپهر علم را بود آفتابى * فنون فضل را جامع كتابى و مولانا جلال الدين محمد ، ولد ارشد مولانا سعد الدين اسعد است كه به علو نسب و دانش مشهور بود و در قريهء دوان كه از اعمال كازرون است به قطع و فصل قضاياى شرعيه اقدام مىفرمود و جناب مولوى ، نخست نزد والد ماجد خود به تحصيل اشتغال داشت و بالاخره به شيراز شتافته در درس مولانا محيى الدين كوشكنارى و خواجه حسن شاه بقال همت بر كسب كمال گماشت و اين دو بزرگ از تلامذهء محقق شريف به وفور علم و فضيلت ممتاز بودند و در زمان ميرزا محمد بايسنغر در شيراز به لوازم درس و افاده قيام مىنمودند و ايضا مولانا جلال الدين در درس مولانا همام الدين گلبارى كه بر طوالع شرحى مفيد دارد مطالعهء بعضى از متداولات كرده و در وقت اكتساب علم حديث در خدمت شيخ صفى الدين ايجى كه سيدى دانشمند بود شرايط تلمذ به‌جاى آورد . القصه ، به واسطهء قابليت اصلى ، بلكه محض عنايت لم يزلى هنوز جناب مولانا در شباب بود كه از شميم فضايل و كمالاتش مشام مستنشقان گلزار علوم معطر گشت و از رشحات قلم گوهربارش رياض دانش در خضرت و نضارت از ساحت