عبد الحسين نوايى

237

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

پايهء قدر و منزلتش از امثال و اقران درگذشت . به واسطهء كمال فراست و كياست و رعايت لوازم امانت و ديانت از تمامى قضات دار السلطنهء هرات اختيار و اعتبار بيشتر يافت و پرتو التفات و عنايت حضرت خاقانى كما يجب و ينبغى بر وجنات احوالش تافت و قاضى اختيار الدين در وقت استيلاى ابو الفتح محمد خان شيبانى نيز به آن امر منصوب بوده و بعد از كشته شدن آن پادشاه عالىجاه به وطن اصلى شتافته به زراعت اشتغال نمود و در اوايل سنهء عشرين و تسعمايه به مرض سوء القينه درگذشت و در قصبهء تربت ، به مقبرهء آبا و اجداد خود مدفون گشت . از نتايج اقلام فصاحت ارقام قاضى اختيار الدين اقتباسات و مختار الاختيار در ميان فضلاى روزگار مشهور است و در تاريخ منبرى كه از سنگ مرمر ، امير عليشير در مسجد جامع هرات ساخته اين قطعه بر لوح اعتبار مسطور : از همت و بزرگى شد منبرى مكمل * كز غايت ترّفع بر عرش سركشيده هرگز كسى نديده منبر ز سنگ مرمر * تاريخ شد همان گو هرگز كسى نديده ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 347 ) شيخ نور الدين محمد در سلك احفاد قطب سپهر هدايت شيخ زين الدين خوافى منتظم بود و مشار اليه به مزيد تقوا و فضل و كمال از علماى ستوده‌خصال ممتاز و مستثنا مىنمود . از غايت حدّت طبع و جودت ذهن در اوايل ايام شباب از تحصيل علوم فراغت يافت و آغاز درس و افاده كرده پرتو انوار ضمير دانش‌پذيرش بر صفحات احوال طلبهء علوم تافت و گوش و هوش تلامذه از نتايج بحر خاطر فضايل مآثرش به لآلى نكات دقيقه و جواهر دقايق انيقه گرانبار گشت و پايهء قدر و منزلتش در سلوك طريق زهد و تقوا و تبحر در فنون درس و فتوا از امثال و اقران درگذشت و آن جناب مدتى مديد در زمان خجسته نشان خاقان منصور ، و شيبانى خان در بقاع نقاع بلدهء فاخرهء هرات به منصب تدريس منصوب بود و در اوان دولت شاهى بنابر تعصب مذهب تسنن زبان حقايق بيان از قيل‌وقال بسته ابواب سفر بر روى روزگار هدايت آثار گشود و در اوايل سنهء ست و عشرين و تسعمايه از وطن مألوف و مسكن معهود ، يعنى دار السلطنهء هرات سلوك طريق مسافرت اختيار نموده و به صوب ولايت گرم‌سير و