عطا ملك جوينى

490

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

هر سه موضع مذكور : « سلطان تاكور » و « سلاطين تاكور و حلب » و « روم و گرج و حلب و موصل و تاكور » در كمال وضوح نمايان است كه خود جوينى نيز از حاقّ مفهوم كلمهء « تاكور » اطّلاع درستى نداشته و در ذهن خود ظاهرا تاكور را نام اصل ولايت و مملكت مىپنداشته نه نام يا لقب پادشاهان آن مملكت ، ولى ابن العبرى چون خود عيسوى و بعلاوه با ارامنه محشور بوده و شخصا با اين طبقه ملوك ارمن نيز آشنائى داشته « 1 » اينست كه مىبينيم سوانح احوال و اسامى و القاب و ساير خصوصيّات اين خاندان را در كمال صحّت و ضبط در كتاب نفيس خود شرح داده است ، فائت حواشى جلد دوّم ( حاشيه در خصوص « جانيت » ) ص 170 س 16 ، جانيت ؟ ؟ ؟ ، كذا فى نسخة الأساس ( آ ) ، ب ج : حانيت ، د ه : جانيت ، - صواب درين كلمه بدون‌شك بل بنحو قطع و يقين جانيت است با جيم و نون و ياء مثنّاة تحتانيّه و تاء مثنّاة فوقانيّه بطبق نسخ د ه ، و مراد از آن اقوام لاز است يعنى سكنهء لازستان ولايت معروف واقع بر ساحل جنوب شرقى درياى سياه ، بشرح ذيل : ابن بيبى در تاريخ سلاجقهء روم از مملكت قديم طرابوزن كه در صفحهء 488 اشارهء اجمالى بدان نموديم مطّردا بلفظ « جانيت » بضبط مذكور در فوق تعبير مىنمايد ( رجوع شود بص 13 ، 54 ، 57 ، 58 ، 333 از كتاب مزبور و بحاشيهء هوتسما درين موضع اخير ) ، در هيچ‌جا شرحى راجع بدين

--> ( 1 ) در مختصر الدّول ص 460 مؤلّف حكايت ممتّعى راجع به اين تكفور حاتم ( - هيتوم ) ما نحن فيه پادشاه ارمينيهء صغرى كه معاصر كيوك خان و منكو قاآن بوده و برادر خود كندسطبل را چنان كه سابق مذكور شد بجشن جلوس كيوك خان فرستاده بوده نقل مىكند كه شفاها حكايت مزبور را از لفظ خود پادشاه شنيده بوده است ،