عطا ملك جوينى
491
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
كلمه به نظر نرسيد ولى باحتمال بسيار قوى « جانيت » املاى قديمى « جانيك » و « جانيق » عثمانيهاى متأخّر بايد باشد كه در اصطلاح ادارى ايشان عبارت بوده از ولايتى وسيع واقع بر ساحل جنوبى درياى سياه در مغرب طرابوزن و مشرق قسطمونى كه شهر عمدهء آن صمصون و خود ولايت جزو ايالت طرابوزن محسوب ميشده است ، و كلمهء « جانيق » ظاهرا از كلمهء گرجى « چان » « 1 » ميآيد كه در آن زبان بمعنى « لاز » است يعنى اقوام لاز سكنهء لازستان ولايت معروف بر ساحل جنوب شرقى درياى سياه ( دايرة المعارف اسلام در « جانيق » ج 1 ص 1043 ) ، و بدونشك چون سكنهء اصلى اين ولايات جنوبى و جنوب شرقى درياى سياه عمده از اقوام لاز بودهاند لهذا خود آن ولايات را نيز باسم سكنهء اصلى آن [ جانيت و ] جانيك جانيق خواندهاند يعنى اراضى لازها يا بعبارة اخرى لازستان « 2 » ، ولى در عبارت جهانگشا كه محلّ گفتگوى ماست ظاهرا بقرينهء سياق كلام ( « لشكر گرج و آلان و ارمن و سرير و لكزيان و قفچاق و سونيان و ابخاز و جانيت و شام و روم » ) مراد از جانيت خود اقوام لاز بايد باشد نه ولايت لازستان ، گرچه اين احتمال دوّم نيز بكلّى بعيد نيست ، تمام شد حواشى جلد سوّم جهانگشاى جوينى با ملحقات آن در روز دوشنبه سوّم جمادى الآخرة سنهء هزار و سيصد و پنجاه و چهار هجرى قمرى مطابق دهم شهريور سنهء 1314 هجرى شمسى و دوّم سپتامبر 1935 ميلادى بقلم مؤلّف ضعيف آن محمّد بن عبد الوهّاب قزوينى ختم اللّه له بالحسنى و جعل آخرته خيرا من الأولى ،
--> ( 1 ) Can ( 2 ) رجوع شود بدايرة المعارف اسلام ج 1 ص 1043 در عنوان « جانيق » ، و قاموس جغرافيائى ويوين دو سن مارتن در عنوان « جانيك » ج 2 ص 60 و عنوان « لازستان » ج 3 ص 308 ،