عطا ملك جوينى

477

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و هو عبد الغنىّ بن الدّرنوس الملقّب بنجم الدّين الخاصّ از خواصّ مقرّبان مستعصم باللّه عبّاسى ، وى ابتدا يكى از ادانى النّاس و در كورهاى آجرپزى بغداد كارگر بود و سپس در عهد مستنصر در يكى از برجهاى كبوتران خليفه مستخدم گرديد و پس از آن در عهد مستعصم از اين مرتبه نيز ترقّى كرده برتبهء رئيس برّاجين يعنى مباشرين برجهاى كبوتران نايل آمد و متدرّجا كارش بالا ميگرفت تا بالأخره حاجب دربار مستعصم و بلقب نجم الدّين الخاصّ ملقّب گرديد و خليفه او را برگزيد و به خود نزديك گردانيد و در مهامّ امور مملكتى همواره با وى مشورت نمودى و رأى او را كار بستى و او ما بين خليفه و اركان دولت تردّد داشتى و توسّط كردى و هرگاه بمجلس وزير آمدى وزير از جاى برخاستى و مجلس را خلوت ساختى و صاحب‌ديوان مطالب خود را بتوسّط او بملاحظهء مستعصم رسانيدى ، بعد از فتح بغداد بدست مغول هولاكو او را ابتدا به سمت « خازن ديوان » يعنى خزانه‌دارى ادارهء حكومت و سپس بوظيفهء « خازن كارخانه » يعنى ظاهرا خزانه‌دارى و رياست ادارهء كارگران و عملجات و صنّاع كه در دورهء حكومت مغول از ادارات مهمّ دولتى محسوب ميشده منصوب گردانيد « 1 » ، و تا آخر عمر در همين وظيفه باقى بود تا در سنهء 677 كه در بغداد وفات يافت و در همان شهر در منزل شخصى خود مدفون شد « 2 » ،

--> ( 1 ) « و رتّب بعد واقعة بغداد خازنا بالدّيوان ثمّ نقل خازنا الى الكارخانة قبقى على ذلك الى ان مات » ( حوادث الجامعه ص 407 ) ، چنان كه در متن گفته شد در عهد حكومت مغول اهميّت خاصّى بادارهء امور عملجات و كارگران و صنّاع داده ميشده و ادارهء مخصوصى براى تمشيت امور اين طبقه از مردم در جزو دواير دولتى ايجاد شده بوده باسم « كارخانه » يا « اوران » كه عبارة اخراى همان كلمه است بمغولى ( رجوع شود بص 478 ) ، ( 2 ) براى مزيد اطّلاع از احوال ابن درنوس رجوع شود بمختصر الدّول ص 473 ، 475 ، و حوادث الجامعه ص 294 - 297 ، 332 ، 406 - 407 ، 423 ، و الفخرى ص 49 - 51 ( كه شرح حال نسبة مفصّلى از صاحب‌ترجمه بدست ميدهد ) ، و جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 228 ، 294 ،