عطا ملك جوينى

478

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

( 96 ) ص 292 س 2 ، اوزان ، كذا فى جميع النّسخ بزاء معجمه ، و همچنين است بعينه در فقرهء معادلهء عبارت ما نحن فيه در جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 306 : « و على بهادر را بشحنگى اورتاقان و اوزان نامزد كردند » ، و طابع مذكور در حواشى اين موضع گويد كه كلمهء « اوزان » در اصطلاح مورّخين عهد مغول بمعنى عملجات و صنعتگران استعمال ميشده و چند شاهد ديگر نيز براى اين مدّعى آورده از جمله : « اوزان بسيار از كمانگر و تير تراش » ( جامع التّواريخ ورق 439 ب ) ، « اوزان كه زين ولجام مىساختند » ( ايضا ورق 440 ب ) ، « و تمامت اوزان را بغارت برده » ( وصّاف ورق 101 ا ) ، - در جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 49 نيز اين كلمه به عين همين معنى آمده ولى در آنجا به صورت « اوران » با راء مهمله نه « اوزان » با زاء معجمه و نصّه : « [ اوكتاى ] فرمود تا اوران مسلمان بر يك روزه راه قراقورم جائىكه در قديم جانورداران افراسياب آنجا بودندى و آن را كرچاغان گويند كوشكى بساختند » ، و بلوشه در حواشى اين موضع در ص 135 گويد كه اوران « 1 » كلمهء مغولى است بمعنى عملجات و كارگران و صنّاع ، و همچنين در قاموس تركى بفرانسهء پاوه دو كورتى ص 53 و در حلية الأنسان و حلبة اللّسان جمال الدّين بن مهنّا از معاصرين دولت مغول در فصل لغات مغولى طبع استانبول ص 226 نيز اين كلمه در هردو جا « اوران » با راء مهمله عنوان شده و بقريب همين معنى يعنى بمعنى صنعت و حرفه و پيشه ( بجاى صنعتگران و پيشه‌وران ) تفسير شده است ، پس بنابر مقدّمات مذكوره بظنّ غالب صواب در املاى اين كلمه « اوران » با راء مهمله است و با زاء معجمه ظاهرا تصحيف نسّاخ است كه چون از مفهوم اين كلمه آگاهى نداشته‌اند آن را بقانون معمولى تصحيف اخفى بأعرف به « اوزان » جمع وزن كه مأنوس طباع ايشان بوده تصحيف كرده‌اند ،

--> ( 1 ) Ouran