عطا ملك جوينى
471
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
( 88 ) ص 283 س 1 ، كريت ، از سياق عبارت جامع التّواريخ ص 264 در فقرهء معادلهء ما نحن فيه : « ميسره از حدود لرستان و بيات و تكريت [ صح : كريت ] و خوزستان تا ساحل عمان مىآمدند » برميآيد كه كريت بدون شك ناحيهء بوده در حدود يكى از ولايات ثلاث مذكوره يعنى لرستان يا بيات يا خوزستان ، و در حقيقت در تاريخ گزيده در فصل تاريخ لر كوچك ذكر ناحيهء و نيز قلعهء به همين اسم دو مرتبه آمده است ، در شرح حال شجاع الدّين خورشيد از ملوك آن ولايت گويد ص 549 : « او را تابستانگاه كريت بود و زمستانگاه دلر و ملاح » ، و در شرح احوال عزّ الدّين گرشاسف گويد ص 552 : « اكثر لران جانب حسام الدّين خليل داشتند شكست بر عزّ الدّين گرشاسف افتاد قصد قلعهء كريت كرد كه زنش ملكه خاتون بر آنجا بود » « 1 » ، پس بظنّ غالب بل بنحو قطع و يقين اين كريت ما نحن فيه كه ميسرهء هولاكو در وقت حركت وى از همدان بجانب بغداد از حدود آن ناحيه عبور كرده همان كريت لر كوچك بايد باشد بدون شبهه ، دوست فاضل من آقاى مينورسكى « 2 » مستشرق روسى در دائرة المعارف اسلام در عنوان « لرستان » ( ج 3 ص 53 ) نقلا از قول چيريكوف « 3 » روسى از مأمورين تعيين حدود ايران و عثمانى در سنوات
--> 262 ، 264 ، 278 ، 280 ، 282 ، 322 ، 328 ، و قسمتى ديگر از همان كتاب طبع برزين ج 1 ص 281 - 282 ، ايضا قسمتى ديگر از همان كتاب طبع بلوشه ص 258 ، 548 ، و طبقات ناصرى 426 ، 433 ، و الفخرى 452 - 454 ( در هردو مأخذ اخير بهيئت « باجو » ) ، و جهانگشا 2 : 244 ، و 3 : 93 ( « تايجو » بتاء مثنّاة فوقيّه ) ، و وصّاف 31 ، 33 ( ايضا بتاء مثنّاة فوقيّه ) ، ( 1 ) عين همين دو فقرهء راجع بكريت در شرفنامهء شرف خان بدليسى در تاريخ اكراد ( طبع پطرزبور غ ج 1 ص 38 و 39 ) نيز آمده ولى چون مأخذ كتاب مزبور نيز در اين فصول ظاهرا فقط تاريخ گزيده است و بس لهذا آن را سند مستقلّى نميتوان محسوب نمود ، ( 2 ) M . V . Minorsky . ( 3 ) Cirikow Putewoi Journal , St - Petersbourg , 1875 , p . 133 .