عطا ملك جوينى

472

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

1848 - 1852 ميلادى ذكرى از قلعهء گريت ( با گاف فارسى ) واقع در جنوب خرّم‌آباد حاليّه كه محلّ اقامت ايل پاپى است نموده است ، و بعقيدهء مستشرق مزبور در مكتوب خصوصى براقم سطور اين قلعهء گريت چيريكوف همان كريت مذكور در تاريخ گزيده و شرفنامه بايد باشد بدون ترديد ، ( 89 ) ص 286 س 7 ، صاحب‌ديوان ، مراد فخر الدّين ابو طالب احمد ابن الدّامغانى از معاريف اعيان دولت مستنصر و مستعصم عبّاسى است ، صاحب‌ترجمه در عهد دو خليفهء مزبور غالبا متقلّد اشغال جليله و مناصب رفيعهء دولتى ميبود كه تفصيل آنها مشروحا در حوادث الجامعه مرتّبا بر سنين مسطور است ولى چون شرح جزئيّات آن وظايف از حدود گنجايش اين حواشى بيرون است از خوض در آن صرف‌نظر نموديم ، از جمله در سنهء 626 از جانب خليفه مستنصر در جزو هيئت سفارتى در تحت رياست فلك الدّين بن سنقر الطّويل و سعد الدّين بن الحاجب با هدايا و تحف بسيار بدربار سلطان جلال الدّين منكبرنى كه در آن اوان بمحاصرهء خلاط اشتغال داشت فرستاده شد ، شرح اين سفارت را صاحب حوادث الجامعه ص 4 - 5 ، 14 مجملا و نسوى در سيرة جلال الدّين منكبرنى ص 189 - 191 مفصّلا ذكر كرده‌اند « 1 » ولى اين مؤلّف اخير نامى از فخر الدّين دامغانى ما نحن فيه نبرده است ، در سنهء 643 صاحب‌ترجمه از جانب خليفه مستعصم باللّه بوظيفهء صاحب ديوانى منتصب گرديد « 2 » و تا فتح بغداد بدست هولاكو در همان شغل باقى بود و هولاكو نيز بعد از فتح بغداد او را در همان وظيفه برقرار

--> ( 1 ) اين سفارت دوّم است از جمله سه سفارتى كه از جانب مستنصر مقارن فتح خلاط بدربار سلطان جلال الدّين منكبرنى فرستاده شد ، شرح سفارت اوّل در سيرة جلال الدّين ص 187 - 189 ، و سفارت دوّم در ص 189 - 191 ، و سفارت سوّم در ص 204 - 205 مسطور است ، ( 2 ) حوادث الجامعه ص 202 ،