عطا ملك جوينى

440

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و ازين تاريخ يعنى از سنهء 259 ببعد معلوم نيست وهسوذان چه مقدار ديگر باز در حيات بوده ولى گويا چندان مدّت طويلى بعد از تاريخ مزبور نزيسته و در حدود همان سنه يا اندكى بعد از آن وفات يافته است چه وفات پسرش جستان آتى الذّكر چنان كه خواهيم گفت ظاهرا ما بين سنوات 301 304 روى داده و مدّت سلطنت او قريب چهل سال بوده پس جلوس وى و در نتيجه وفات پدرش وهسوذان صاحب‌ترجمه لابد در حدود 260 يا اندكى پيش و پس بوده است ، 3 - جستان بن وهسوذان مذكور ، وى نيز مانند پدر از مخلصين انصار داعيان طبرستان و با سه تن از ايشان معاصر بوده : اوّل داعى كبير حسن بن زيد حسنى داعى اوّل ( 250 - 270 ) ، دوّم برادر او محمّد بن زيد حسنى داعى دوّم ( 270 - 287 ) ، سوّم حسن بن على حسينى معروف بناصر كبير و ناصر الحقّ و اطروش ( 301 - 304 ) ، و در غالب محاربات سادات مذكور با اعدا صاحب‌ترجمه با جميع اتباع خود از طوائف گيل و ديلم در جزو سپاه آنان همواره حضور داشته است ، پس از كشته شدن داعى دوّم محمّد بن زيد در جنگ با سامانيان در سنهء 287 ناصر كبير به تفصيلى كه در كتب تواريخ مسطور است بخون‌خواهى او بگيلان و ديلمان خروج نمود و ما بين او و سامانيان در حوالى آمل دو مرتبه در سنوات 289 و 290 جنگى سخت روى داد و هردو بار ناصر و جستان صاحب‌ترجمه « 1 » با سپاه ديالم شكست فاحش يافتند و جمعى عظيم از

--> سنوات مزبوره فرض ميكرده‌اند ، ولى شكّى نيست كه قول طبرى كه خود معاصر اين پادشاه و خود از اهالى طبرستان و علاوه بر اينها مورّخى در نهايت ضبط و وثوق و اعتبار است البتّه بر قول ابن اسفنديار كه سيصد سال بعد از اين وقايع ميزيسته و بطريق اولى بر قول ظهير الدّين كه ششصد سال بعد بوده و در خصوص تاريخ قديم طبرستان بكلّى تابع و مقلّد ابن اسفنديار است و سند مستقلّى نيست قطعا مقدّم است ، ( 1 ) رجوع شود بطبرى 3 : 2216 در حوادث سنهء 289 ( كه از صاحب‌ترجمه در اينجا بلفظ « ابن جستان » تعبير كرده است ) ، و تاريخ ابن اسفنديار نسخهء آقاى اقبال 1 : 247 - 249 ،