عطا ملك جوينى

427

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

ببسطام بوده است ، و نتيجهء قطعى اين مىشود كه نفاق ؟ ؟ ؟ كه محلّ آن ملاقات بوده لابد منزلى بوده از منازل عرض راه بعد از قوچان و قبل از بسطام ، حال ببينيم كه ما بين قوچان و بسطام چه منزلى بوده كه نامش كمابيش شباهتى به « نفاق ؟ ؟ ؟ » يا بيكى از نسخه بدلهاى متعدّد آن « 1 » يعنى : نفاق ، شعبان ، باسقاق ، بيلقان ، داشته ، بمجرّد يك نظر بنقشهء ايران واضح مىشود كه اين نقطه هيچ موضع ديگرى نميتواند باشد جز شقان كه سابقا شهرى وسط بوده و اكنون قريهء مختصرى است بر سر راه جنوبى از قوچان ببسطام ما بين بجنورد و جاجرم در نه فرسخى جنوب غربى بجنورد و دوازده فرسخى شمال شرقى جاجرم ، و اين قريه را اكنون شغان با غين و شوغان بعلاوه واوى بعد از شين نيز نويسند و بلوكى را نيز كه قريهء مزبوره قصبهء انست و جلگهء را هم كه بلوك مذكور در آن واقع است و همچنين رودى را كه از آن نزديكى ميگذرد همه را بنام اصل قريه بلوك شقان و جلگهء شقان و رود شقان نامند ، و بلوك مزبور داراى ده دوازده پارچه ده است از قرار ذيل : قصبهء شغان ، طور ( بفتحتين ) ، برزانلو ، چاربيد ، كوشغان ، پشت‌بان ، باجى ، دوبرجه ، حصار ، چپّه ، جغدى ، دربند ، رباط جق كه مخروبه و سابق محلّ عبور تراكمه بوده است « 2 » ، و سابقا اين قريه چنان كه در فوق گفتيم شهرى ميانه بوده است ، حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب ص 150 پس از وصف جاجرم و خبوشان بلافاصله بعد گويد : « شقان شهرى وسط است و بيست پاره ديه از توابع آنست و از اقليم چهارم است و محصول از هر نوعى دارد » ، و در تذكرهء دولتشاه نيز بمناسبت بعضى وقايع تاريخى كه در عهد

--> ( 1 ) رجوع شود بص 262 ح 8 ، ( 2 ) رجوع شود به دو سفرنامهء ناصر الدّين شاه بخراسان يكى در سنهء 1283 ص 349 ، 357 - 383 ، و ديگرى در سنهء 1300 ص 91 - 93 ، و بمطلع الشّمس كه بسط و تفصيل هين سفر اخير اوست ج 1 ص 123 - 125 ، رجوع شود نيز بعموم نقشه‌هاى مبسوط ايران ،