عطا ملك جوينى
14
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
مال « 1 » ماندند و جام گيتى از شربت جور مالامال شد ، و ايلچيان چون « 2 » اقطار باران بر اقطار « 3 » ممالك ريزان ، و محصّلان در تحصيل اموال ناواجب بر مثال تير از كمان پرّان ، و خلقى در كشاكش اين و آن سرگردان ، نه امكان « 4 » قرار داشتند و نه مكان « 5 » فرار مىدانستند « 6 » ، جفاى گنبد گردان بپايهء برسيد * * كزان فرازتر اندر ضمير پايه نماند حيف و بيداد چون بغايت كشيد و غشم و فساد بنهايت انجاميد حديث اشتدى « 7 » تنفرجى محقّق شد و آيت فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً مصدّق ، و ابواب ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها گشاده و اسباب اذا تضايق امر فانتظر فرجا * * فاضيق الأمر ادناه من الفرج آماده گشت ، طرب رسيد پس غم چنانك وقت خزان * نسيم كوكبهء لطف نوبهار رسيد خروش بربط و بانگ سرود و نالهء چنگ * ز بزم بر فلك سبز روزگار رسيد
--> ( 1 ) كذا فى ب د ح ، ا ز : و مالك ، ه : مالك ، ج : و ملك ، ( 2 ) آ ب ج ندارند ، ز « چون » را بعد از « افطار » اوّل دارد ، ( 3 ) كذا فى ه ، ح : باقطار ، آ ز : اقطار ( بدون « بر » ) ، ب بتصحيح جديد : و اقطار ، ج : امطار ، د : بر ( بدون « اقطار » ) ، ( 4 ) كذا فى آ ب ج ح ، د ه ز : مكان ، ( 5 ) كذا فى ج ح ، آ د ه ز : امكان ، ب بخطّ الحاقى : قدرت ، ( 6 ) د افزوده : جملهء خلق درمانده بودند ، ح افزوده : جمله خلق درماندند ، ( 7 ) كذا فى آ ب د ه ز ح ، فقط ج در حاشيه افزوده : ازمة ، و همين صواب و مطابق اصل حديث است قال فى اللّسان « الأزمة الشّدّة و القحط و فى الحديث اشتدّى ازمة تنفرجى » ، ولى ما متن را بطبق ج تصحيح نكرديم چه بواسطهء اكثريّت نسخ احتمال قوى ميرود كه خود مصنّف همينطور باختصار يعنى بحذف ازمة نوشته بوده است ، - و همين حديث است كه يكى از علما آن را موضوع قصيدهء مشهورى ساخته است معروف بقصيدهء منفرجه و مطلعش اينست اشتدّى ازمة تنفرجى * * قد آذن ليلك بالبلج براى تفصيل بيشتر رجوع كنيد بحاجى خليفه در تحت « القصيدة المنفرجة » ،