عطا ملك جوينى

417

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و قم و كاشان و اصفهان و سپس حركت او بجانب بغداد و مراجعت او از كريوهء اسدآباد بواسطهء هجوم سرما و برف و تلف شدن بسيارى از مردم و چهارپاى و سپس معاودت او بخراسان جميع اين وقايع كه بالطّبع مدّتى طول كشيده بوده بتصريح مورّخين همه در سنهء 614 وقوع يافته « 1 » پس قتل اغلمش كه قبل از همهء اين وقايع ولى در خود همان سال روى داده قطعا در اوايل آن سال خواهد بود نه در اواسط يا اواخر آن ، - و ديگر آنكه قتل صاحب‌ترجمه بتصريح نسوى در وقتى بوده كه وى باستقبال حجّاج كه از مكّهء معظّمه مراجعت ميكرده‌اند بيرون رفته بوده : « و ركب يلتقى الحجّاج منصرفهم من حجّ بيت اللّه الحرام فقفزوا عليه فى زىّ الحاجّ » ( نسوى ص 13 ) و معلوم است كه مراجعت حجّاج بلادى امثال عراق و نحوه باوطان خود عموما در ماه‌هاى اوايل سال بعد از سال حج صورت ميگيرد نه در اواسط يا اواخر آن ، و مخفى نماناد كه نام اين اغلمش صاحب‌ترجمه در يكى از حكايات معروف گلستان نيز بر سبيل استطراد آمده و آن عبارت است از حكايت پنجم از باب اوّل كه بدين نحو شروع مىشود : « حكايت سرهنگ‌زادهء را بر در سراى اغلمش ديدم كه عقل و كياستى و فهم و فراستى زايد الوصف داشت هم از عهد خردى آثار بزرگى از ناصيهء او پيدا بالاى سرش ز هوشمندى مىتافت ستارهء بلندى الخ » ، و از اين حكايت معلوم مىشود كه سعدى در يكى از سنوات 611 - 614 كه مدّت حكومت اغلمش است در عراق عجم بوده است ، و چون مركز حكومت اين سلسله مماليك ترك از كوكجه گرفته الى همين اغلمش چنان كه از كتب تواريخ مستفاد مىشود غالبا همدان بوده پس باحتمال بسيار قوى مراد شيخ

--> ( 1 ) و حتّى بعد از همهء اين وقايع باز يكى دو ماه از آخر همين سال باقى مانده بود كه خوارزمشاه بنيشابور معاودت نمود در ماه ذى القعده سنهء 614 ( ابن الأثير در حوادث همين سال ج 12 : 146 ) ،