عطا ملك جوينى
416
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
مؤخّر از سنهء مذكوره ممكن نيست باشد ، و از طرف ديگر بتصريح زكريّاى قزوينى در آثار البلاد ص 251 در عنوان « رىّ » اغلمش در سنهء 614 هنوز در حيات بوده است لهذا قتل وى مقدّم بر سنهء مزبوره نيز نميتواند باشد پس بالضّروره در خود همان سال 614 بوده نه قبل و نه بعد ، و عين عبارت آثار البلاد از قرار ذيل است : « و النّاس يحفرون بها [ اى بالرّىّ ] و يجدون جواهر نفيسة و قطاع الذّهب و بها كنوز فى كلّ وقت يظهر منها شئ لأنّها ما زالت موضع سرير الملك و فى سنة اربع عشرة و ستّمائة فى زمن ايلقلمش [ صح : ايقلمش ] ظهر بها حباب كان فيها دنانير عجيبة و لم يعرف انّها ضرب اىّ ملك » « 1 » انتهى ، و اصلا جاى شك و شبههء نيست كه ايلقلمش در عبارت مذكور تصحيف ايقلمش [ - ايغلمش ] است كه سهوا لامى قبل از قاف بر آن علاوه شده چه هيچكس از ملوك عصر كه در حدود 614 صاحب رىّ و آن نواحى باشد و نامش نيز شباهت مّائى با ايقلمش داشته باشد در تاريخ وجود ندارد مطلقا و اصلا جز همين ايقلمش ( ايغلمش ) ما نحن فيه ، و نام اين ايقلمش در ص 201 از همان كتاب يعنى آثار البلاد قزوينى در عنوان « الموت » به صورت ايقلمس [ - ايقلمش ] كه اقرب بواقع است از ايلقلمش يعنى فقط نقاط ياء و شين از آن ساقط است چاپ شده و نصّه : « فقتلوا [ اى قتل اتباع الحسن ابن الصّبّاح ] جمعا من العظماء على يد الفدائيّة منهم الخليفة المسترشد و نظام الملك و بكتمر صاحب ارمن و ايقلمس صاحب العراق فخاف منهم ملوك جميع الأطراف » « 2 » ، و امّا اينكه گفتيم كه قتل اغلمش در « اوايل » 614 بوده از آنجاست كه لشكركشى خوارزمشاه بعراق ( كه چنان كه گفتيم بعد از قتل اغلمش و تا درجهء مسبّب از همان واقعه بوده ) و ساير وقايع متفرّعه بر آن از استيلاء خوارزمشاه بر رىّ و ساوه و قزوين و زنجان و ابهر و همدان
--> ( 1 ) آثار البلاد ص 251 ، ( 2 ) ايضا ، ص 201 ،