عطا ملك جوينى
415
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
معروفتر اين كلمه : اغلمش ) از مماليك ترك اتابكان آذربايجان بود « 1 » و پس از شكست ناصر الدّين منكلى از عساكر متّحدين به تفصيلى كه سابقا مذكور شد در سنهء 611 يا 612 در حوالى همدان و تقسيم ممالك او فيما بين ايشان اتابك ازبك حكومت بلاد عراق عجم را كه به سهم او افتاده بود باغلمش صاحبترجمه واگذار نمود ، و اغلمش هرچند چنان كه گفتيم از مماليك اتابكان آذربايجان بود و به همين مناسبت نيز ظاهرا به « اغلمش اتابكى » « 2 » معروف بود ولى چون مدّتى در ملازمت سلطان علاء الدّين محمّد خوارزمشاه بسر برده بود خود را از منتسبان و بستگان او ميدانست و در بلادى كه در تحت تصرّف او بود خطبه بنام سلطان مزبور ميخواند « 3 » ، اغلمش پس از سه يا چهار سال حكومت بالاستقلال در عراق عجم در اوايل سنهء 614 در موقعى كه باستقبال حجّاج بيرون رفته بود جمعى از باطنيّه بتحريك ناصر خليفه بزىّ حجّاج بر او حمله كرده او را بقتل آوردند « 4 » ، امّا اينكه گفتيم قتل اغلمش بدست باطنيّه در سنهء 614 بوده از آنراه است كه بتصريح ابن الأثير و نسوى يكى از علل لشكركشى سلطان محمّد خوارزمشاه بجانب عراق و قصد بغداد خود همين قتل اغلمش بوده است بدست فدائيان بتحريك ناصر خليفه و چون حركت خوارزمشاه بجانب عراق بتصريح هردو مورّخ مزبور در سنهء 614 بوده « 5 » پس قتل اغلمش نيز بالضّرورة
--> ( 1 ) ابن الأثير 12 : 141 در حوادث سنهء 612 ، ( 2 ) « و اتّفق عقيب ذلك قتل الاسماعيليّة اغلمش الأتابكى » ( سيرة جلا الدّين منكبرنى ص 13 ) ، ( 3 ) « و اغلمش خود را بنده و بركشيدهء سلطان [ محمّد خوارزمشاه ] ميدانست » ( جهانگشا 2 : 121 ) ، - « و منها انّ اغلمش لمّا ملك بلاد الجبل خطب له [ اى لمحمّد خوارزمشاه ] فيها جميعها » ( ابن الأثير 12 : 145 ) ، - « و كان [ اغلمش ] مقيما رسمى الخطبة و الطّاعة للسّلطان بالعراق » ( نسوى ص 13 ) ، ( 4 ) جهانگشا 2 : 121 ، و نسوى 13 ، و روضة الصّفا 4 : 139 ، و حبيب السّير جزء 2 از جلد 2 ص 179 ، ( 5 ) ابن الأثير در حوادث همين سال ج 12 : 145 ، و نسوى ص 11 ،