عطا ملك جوينى
398
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
علياست و اين قريه را با پنج قريهء ديگر كه عبارت است از نوده و درائى و گتهده و دههدر و اسكان و همه در پاى گردنهء عسلك واقعاند بلوك بايزرود نامند ، گراب داراى دو سه چشمه آب است كه بعقيدهء اهالى آب اين چشمهها براى جرب و سودا نافع است و به اين جهت اينقريه بگراب موسوم شده ) ، گليرد يا گليارد ، گلينك ، گوران ، لهران ، مرجان موچان ، مهران ، مير ( از قراى معتبر طالقان سفلى بر يمين شاهرود و داراى صد خانوار جمعيّت است ) ، ميراش ، ميناوند ، ناريان ، نساء عليا ، نساء سفلى ، نوده ، نويز ، نويزك ، هرنج ، هشان ، وركش ، وشته « 1 » ( از قراى معتبر طالقان وسطى است بر يسار شاهرود و محاذى دهكدهء نويزك است ، در اين قريه قدمگاه پيرى است كه طرف توجّه اهالى است و خوارق عادات به آن نسبت ميدهند ) ، مزارع طالقان : باغ پشت ، پاسنگان ، پسقلعهء ، پيلمستان ، جاروب دشت ، جريم آباد ( نام ديگر مزرعهء سوسرك است ) ، جلاورس ، چال دشت ( مزرعهء شهرك است ) ، خوليزرد « 2 » ، دشت عطار ، دو مزار ( دوليزار ) ، سفيد كوران ، سوسرك ( همان جريمآباد است چنان كه گذشت ) ، طولاب ( مزرعهء شهرك است ) ، فلكآباد ( مزرعهء فشندك است ) ، كندسر ، كوريش ، محمود كلايه ، مسلم ، ( 63 ) ص 192 س 3 ، طرز ، در حواشى ذيل صفحات گفتيم كه در هيچيك از كتب مسالك و ممالك موضعى به اين نام و نشان كه مناسب با مقام ما نحن فيه نيز باشد يافت نشد فقط در تاريخ ابن الأثير در حوادث سنهء 520 نام قريهء از قراى اسمعيليّه از اعمال بيهق ( سبزوار ) به همين املا مذكور است كه چون قريهء مزبوره بتصريح همان مؤلّف از قراى مخصوصهء
--> ( 1 ) بضبط قلم بواو مفتوحه و شين معجمهء ساكنه و تاء مثنّاة فوقانيّه و در آخر هاء ، ( 2 ) يا : خوليزد ،