عطا ملك جوينى

397

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

باغات آن بسيار و اشجار ميوه‌دار آن بيشمار و نقطهء بسيار باطراوت و صفائى است ) ، حصيران ، خچيره « 1 » ، خسبان ، خودكاوند ، خوران ، خورانك ، خيكان ، درائى ، دنبليد ( دنبليت ) ، دهه‌در ، ديزان ( از قراى معتبر طالقان عليا داراى صد و بيست خانوار و مزارع متعدّدهء آبى و ديمى و چمنهاى بسيار و در طرف چپ رودخانهء بادى سر واقع و جاى باصفائى است ) ، روشنابدر ، زيدشت ، سفج‌خانى « 2 » ( سوجخانى ، سفچقانى ) ، سگران ، سگرانچال ، سنگ‌بن « 3 » ، سوهان ( از قراى بزرگ طالقان وسطى است بر يمين شاهرود و دويست خانوار سكنه دارد ) ، سيّدآباد ، شريف‌كلايه ، شهراسر ( شهرودسر ) ، شهرك ( از قراى مشهور طالقان وسطى است بر يمين شاهرود و داراى دويست خانوار جمعيّت است و نصف اين قريهء وقف مدرسهء سپه‌سالار جديد طهران است ، باغات و بساتين و اشجار ميوه‌دار بسيار دارد ) ، صالح‌آباد ، عالىده ، عالىسر ، فشندك ( از قراى معتبر طالقان وسطى است بر يسار شاهرود و داراى دويست خانوار جمعيّت در محاذى قريهء فشند ساوجبلاغ واقع است و فاصلهء بين دو دهكده دره‌ايست موسوم به تنگدره از درهاى كوه كاهار كه حدّ جنوبى طالقان است ) ، كج‌ران ، كرود ، كركبود ( كهركبود ) ، كش ، كشرود ، كلارود ، كلانك ، كماكان ، كولج يا كوله ( از قراى طالقان وسطى است بر يمين شاهرود ما بين شهرك و حسن‌جون و محلّ خوش آب‌وهوائى است و در وصف آن و حسن‌جون سابق الذّكر گفته‌اند : هواى كوله و آب حسن‌جون * * سرشگم خون شود ياد آورم چون ) كوهين ( كوئين ) ، گته‌ده ( گته بمعنى بزرگ است ) ، گراب ( از قراى طالقان

--> ( 1 ) بضبط قلم بخاء معجمهء مضمومه و جيم فارسى مكسوره و ياء آخر الحروف و راء مهمله و در آخر هاء ، ( 2 ) بضبط قلم بسين مهملهء مكسوره و فاء مكسوره و جيم ساكنه و سپس خانى بخاء معجمه و الف و نون و ياء آخر الحروف ، ( 3 ) بضبط قلم بكسر گاف سنگ ،