عطا ملك جوينى
374
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
اين اسم بفتح واو بوده است ، و اغلب مستشرقين اروپائى نيز كه بمناسبتى ذكرى از صاحبترجمه نمودهاند از قبيل ويت « 1 » مستشرق فرانسوى و متخصّص در تاريخ مصر در ترجمهء حال شاور و شيركوه در دائرة المعارف اسلام ( ج 4 ص 351 - 352 و 396 - 397 ) ، و سوبرنهايم « 2 » و بكر « 3 » و گرفه « 4 » مستشرقين المانى در شرح حال صلاح الدّين ايّوبى ( ايضا ج 4 ص 87 - 92 ) و عاضد ( ج 1 ص 139 - 140 ) ، و ضرغام وزير ديگر عاضد ( ج 1 ص 1005 ) همگى همين املا را پذيرفته و در مقالات مذكوره همهجا اين كلمه را شاور بفتح واو « 5 » نوشتهاند ، پس از مجموع قراين سابق الذّكر ظنّ قريب بيقين حاصل مىشود كه املاى حقيقى اين كلمه باظهر وجوه همين قسم يعنى شاور با يك واو متحرّكهء مفتوحه بوده بر وزن عالم و خاتم ، و اگر فى الواقع چنين بوده پس در آنصورت كلمهء شاور ظاهرا هيچ ربطى و مناسبتى با كلمهء شاپور فارسى و صور معرّبهء آن شابور و سابور ( و شاوور ؟ ) نخواهد داشت و نوشتن آن بيكى ازين صور چنان كه در جهانگشاى جوينى و ساير مآخذ مقتبسه از آن مانند تاريخ گزيده و روضة الصّفا و غيرهما ديده مىشود لابد منشأ آن تصحيف و اشتباهى بوده كه ايرانيان را از تشابه صورى ظاهرى دو كلمهء شاور و شابور با يكديگر و مأنوس نبودن طباع ايشان بهيئت غريب شاور و برعكس فرط اشتهار و تداول نام شاپور ما بين ايشان ناشى شده است ، ولى معذلك عجب است
--> ( 1 ) G . Wiet . ( 2 ) Sobernheim . ( 3 ) C . H . Becker . ( 4 ) E . Graefe . ( 5 ) يعنى Shawar با حروف لاتينى ، - لكن ووستنفلد مستشرق معروف آلمانى در كتاب « تاريخ فاطميّين » از تأليفات خود ص 327 - 343 همهجا اين كلمه را شاور بضمّ واو Shawur نوشته ، و در مختصر الدّول ابن العبرى نيز ص 368 اين كلمه بضبط قلم شاور بضمّ واو حركت گذارده شده ، و در مجانى الأدب شيخو 6 : 318 و اعلام خير الدّين زركلى 407 بضبط قلم شاور بكسر واو ، پس چنان كه ملاحظه مىشود هريك از حركات ثلاث در واو اين كلمه در مآخذ مختلفه طرفدار دارد لكن مختار اكثر مؤلّفين بتفصيل مذكور در فوق فتح است ،