عطا ملك جوينى
349
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
خود را منصور لقب نهاد و به تمام نواحى يمن و بحرين و يمامه و سند و هند و مصر و مغرب دعاة فرستاد ، پدر مهدى پس از مدّتى ابو عبد اللّه شيعى آتى الذّكر را بيمن نزد ابن حوشب فرستاد و او را توصيه نمود كه چند گاهى در يمن در نزد ابن حوشب بسر برد و بكلّى مطيع فرمان و منقاد اوامر او باشد و بسيرهء او اقتدا نمايد و از آن پس به زمين مغرب رود ، ابو عبد اللّه همچنان نمود و مدّتى در يمن در ملازمت ابن حوشب بسر برد و در مجالس او حاضر شد و نكات و دقايق دعوت را از آن استاد آزموده فراگرفت و سپس بمغربزمين رفت بميان قبايل كتامه چنان كه شرح آن خواهد آمد ، در اسم و نسب ابن حوشب ما بين مورّخين اختلاف بسيارى است و آنچه در فوق ذكر شد مطابق اقوال جمهور ايشان است « 1 » ، ( 29 ) ص 155 س 1 ، بو عبد اللّه صوفى محتسب ، هو ابو عبد اللّه الحسين بن احمد بن محمّد بن زكريّا المعروف بابى عبد اللّه الشّيعى الصّوفى المحتسب « 2 » و الملقّب عندهم به صاحب البذر ، اصل وى چنان كه خواهد آمد از كوفه يا رامهرمز يا صنعاء يمن بوده است ، وى مؤسّس دولت فاطميّين بود در مغرب نظير ابو مسلم خراسانى كه مؤسّس دولت بنى عبّاس بود در مشرق ، و شرح احوال او و سوانح زندگى او و جلايل اعمال او مشهورتر از آنست كه در اينجا احتياج ببسط مقالى در اين باب باشد ، وى
--> ( 1 ) رجوع شود بتاريخ ابن الأثير ج 8 ص 11 در حوادث سنهء 296 ، و دستور المنجّمين ورق a 335 ، و صبح الأعشى ج 13 ص 240 ، و خطط مقريزى ج 2 ص 160 ، و اتّعاظ الحنفاء همان مؤلّف ص 20 ، 27 ، 31 ، ( 2 ) « و كان محتسبا بسوق الغزل من البصرة » ( اتّعاظ الحنفاء ص 27 ) ، « ولى الحسبة فى بعض اعمال بغداد » ( خطط مقريزى 3 : 15 - 16 ) ، - در حواشى ذيل صفحات گفته شد كه لقب « صوفى » براى صاحبترجمه جز در جامع التّواريخ در جاى ديگر به نظر نرسيد ، بعدها در مروج الذّهب 1 : 371 و ذيل طبرى از عريب 52 ديده شد كه هر دو صريحا او را « ابو عبد اللّه المحتسب الصّوفى » ميخوانند ،