عطا ملك جوينى

350

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

يكى از نوادر رجال عصر و از دهاة و كفاة و مدبّرين درجهء اوّل دنيا معدود بوده است ، و ازين چه عجب‌تر كه او را تنها و بدون مال و رجال و اعوان در حدود سنهء دويست و هشتاد « 1 » براى نشر دعوت از يمن به مغرب فرستادند ، و وى در آنجا فقط در سايهء زيركى و دها و كفايت و عزم و تدبير خود در ظرف اندك مدّتى يعنى قريب شانزده سال از حدود سنهء مذكوره الى ظهور مهدى در سنهء 296 تأسيس مملكتى چنان باعظمت در شمال افريقا نمود و چندين سلسله سلاطين آنديار مانند بنى الأغلب تونس و بنى مدرار سجلماسه و بنى رستم تاهرت را منقرض ساخت ، لكن عاقبة الأمر صاحب‌ترجمه با برادرش ابو العبّاس محمّد ملقّب بمخطوم در روز سه‌شنبه غرّهء ذى الحجّه سنهء دويست و نود و هشت در شهر رقّاده « 2 » از محالّ قيروان بفرمان مهدى بقتل رسيدند و در اين سوء ختام و حق‌ناشناسى مخدوم نيز خاتمهء احوال او نظير خاتمهء احوال ابو مسلم خراسانى گرديد « 3 » ،

--> ( 1 ) ورود ابو عبد اللّه الشّيعى به مغرب در نيمهء ربيع الأوّل سنهء دويست و هشتاد بوده است ( ابن الأثير ج 8 ص 12 در حوادث سنهء 296 ، و البيان المغرب لابن عذارى المرّاكشى ج 1 ص 117 ، و تاريخ ابو الفدا ج 2 ص 65 ) ، - مقريزى در اتّعاظ الحنفاء ص 32 و در خطط ج 3 ص 16 دخول ابو عبد اللّه را به مغرب در سنهء دويست و هشتاد و هشت نگاشته و آن سهو واضح يا تحريف نسّاخ است ، ( 2 ) « خلف قصر الصّحن » ( ابن عذارى ج 1 ص 164 ) ، و قصر الصحن از قصور رقّاده بوده است ( ايضا ص 157 ) ، ( 3 ) براى اطّلاع از احوال ابو عبد اللّه شيعى رجوع شود به البيان المغرب فى اخبار المغرب لابن عذارى المرّاكشى ج 1 ص 118 - 123 ، 225 ، 127 ، 132 - 165 كه از جميع مآخذ ديگر مفصّل‌تر و مبسوطتر سوانح احوال او را بدست ميدهد ، و نيز بكتاب التّنبيه و الأشراف مسعودى ص 334 ، و مروج الذّهب همو طبع پاريس 8 : 246 ، و دستور المنجّمين ورق b 335 - a 336 ، و سياست‌نامهء نظام الملك ص 193 ، و ابن الأثير ج 8 ص 12 - 21 در حوادث سنهء 296 ، و ابن خلّكان در حرف حاء « الحسين بن احمد » ج 1 ص 178 ، و مقدّمهء ابن خلدون ص 13 ، و خطط مقريزى ج 2 ص 160 ، ج 3 ص 15 - 17 ، و اتّعاظ الحنفاء همو ص 27 ، 31 ،