عطا ملك جوينى
338
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
ابن ميمون قدّاح در ابتداى امر شيعه و از اجلّهء اصحاب امام جعفر صادق عليه السّلام بوده ولى بعدها مرتدّ گشته و اشعارى در حسبحال خود سروده كه ذيلا مذكور خواهد شد ، و حاجت نيست علاوه شود كه اين حكايت و اين اشعار مانند غالب حكايات و روايات آنكتاب كه موضوع آن سير ابو العلاست در عالم رؤيا در بهشت و دوزخ و صحراى محشر بكلّى مصنوعى و خيالى و قصّهسرائى است نه قضاياى واقعى تاريخى « 1 » ، مقصود اينست كه نبايد بمندرجات رسالة الغفران ابو العلا از لحاظ صدق و كذب مطالب اهميّتى داد و در آن كتاب به نظر جدّى تاريخى نگريست بل فقط از نقطهء نظر فكاهت و تفريح ادبى مضامين آنكتاب را بايد تلقّى نمود و ما نيز فقط به همين ملاحظه است كه اين فقره را از آنرساله نقل ميكنيم ، بارى عادت ابو العلا در آنكتاب براينست كه هركجا او را كمترين بهانهء دست دهد حكاياتى و اشعارى در طنز و سخريّه نسبت باسلام و اصول عقايد اسلامى از خود ساخته به دهان يكى از رجال تاريخى حقيقى يا موهومى ميگذارد ، و عين عبارت او در مورد ما نحن فيه از قرار ذيل است ( نقل از رسالة الغفران ابو العلاء معرّى طبع مصر سنهء 1321 - 1325 ص 156 - 157 ) : - « و الشّيعة يزعمون انّ عبد اللّه بن ميمون القدّاح و هو من باهلة « 2 » كان من علّيّة اصحاب جعفر بن محمّد عليه السّلام و روى عنه شيئا كثيرا ثمّ ارتدّ بعد ذلك فحدّثنى بعض شيوخهم انّهم يروون عنه و
--> ( 1 ) رسالة الغفران ابو العلاء بعينه از جنس « كومدى الهى » دانت ايتاليائى است و اصلا بقول بعضى از مستشرقين دانت در تأليف « كومدى الهى » نظر برسالة الغفران ابو العلا داشته و وجهة العين او در تأليف كتاب مشهور خود آنرساله بوده است ، ( 2 ) تا آنجا كه راقم سطور اطّلاع دارد مطلقا و اصلا هيچكس تاكنون چنين چيزى نگفته كه عبد اللّه بن ميمون قدّاح از قبيلهء باهله بوده ، علماء رجال شيعه متّفقاند كه وى از موالى بنى مخزوم بوده و مورّخين اهل سنّت و جماعت عموما گفتهاند كه وى ايرانى و مجوسىّ الأصل بوده از سبى اهواز ،