عطا ملك جوينى
325
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
تقريبا بطور قطع و يقين ميتوان گفت كه سكوت مؤلّفين مزبور از اشاره بدين تفصيلات و حتّى از بردن مجرّد نام عبد اللّه بن ميمون قدّاح كاشف از اينست كه تا اواخر قرن سوّم هجرى كه زمان تأليف كتب مذكور در فوق است كسى با اين نام و نشان در دوائر اسمعيليّه مشهور نبوده و بعبارة اخرى افسانهء عبد اللّه بن ميمون قدّاح هنوز تا آنوقت اختراع نشده بوده يا اگر هم شده بوده هنوز انتشار كاملى نيافته بوده است ، و امّا آنچه محشّى مذكور در صدر اين مقاله ( ص 313 ) يعنى عبد النّبى قزوينى در حاشيهء خود بر جهانگشا احتمال داده كه شايد اين عبد اللّه بن ميمون قدّاح كه اسمعيليّه او را از دعاة خود ميدانند غير عبد اللّه بن ميمون قدّاحى باشد كه در كتب رجال اماميّه و اسانيد احاديث ايشان مذكور است احتمال فوق العاده بعيدى است زيرا بنابراين بايد فرض نمود كه در آن واحد ما بين اصحاب امام جعفر صادق عليه السّلام دو نفر بودهاند هر دو موسوم بعبد اللّه بن ميمون قدّاح يكى از آنها شيعى امامى و ديگرى از دعاة اسمعيليّه ، و ضعف اين احتمال و غرابت آن بر احدى پوشيده نيست و ما ثانيا در اين موضوع بحث خواهيم نمود ان شاء اللّه تعالى ، عقيدهء مورّخين اهل سنّت و جماعت در باب عبد اللّه بن ميمون قدّاح مخفى نماناد كه بعضى از مورّخين اهل سنّت و جماعت مانند ابو عبد اللّه بن رزام الطّائى الكوفى و ابو الحسين محمّد بن علىّ بن الحسين العلوىّ الدّمشقى معروف بشريف اخو محسّن و جمعى ديگر كه اسامى ايشان بعد ازين مذكور خواهد شد ( ولى مأخذ عمدهء همهء ايشان گويا همين دو نفر مذكور اند ) امورى بس عجيب دربارهء عبد اللّه بن ميمون قدّاح حكايت كردهاند از قبيل آنكه وى و پدرش ميمون القدّاح هردو ايرانى و مجوسىّ الأصل بودهاند از سبى اهواز از فرقهء ثنويّهء ديصانيّه « 1 » و وى خود مردى بس داهى
--> ( 1 ) ديصانيّه فرقهء بودهاند از فرق نصاراى ثنويّه اتباع مردى معروف بابن ديصان