عطا ملك جوينى

326

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و مشعبد و نيرنگ‌باز و مدبّر بوده و مدّتها دعوى پيغمبرى كرده و در ظاهر دعوى تشيّع و دعوت بطريقهء اسماعيليّه مىنموده « 1 » ولى اينرا پردهء كار خود ساخته بوده و در باطن كافر و زنديق و از اهل تعطيل و اباحه بوده و غرض او از تأسيس دعوت در حقيقت بر انداختن ملّت اسلام و اعادهء دولت مجوس بوده و در همه‌جا جاسوسان و كبوتران نامه‌بر داشته كه او را از كارهاى مردم و حوادث بلاد بعيده آگاهى ميداده‌اند و او مردم را بدان امور خبر ميداده و ايشانرا مىفريفته و چنين وامىنموده كه وى عالم بمغيبات است الى آخر ما ذكروه من امثال هذه الأمور الغريبة « 2 » ، و بر شخص منصف بىغرض كه تا اندازهء بتواريخ آن عهد انسى داشته باشد جنبهء مغرضانهء اين حكايات بهيچوجه پوشيده نيست و اغلب آنها به نظر بكلّى ساختگى و افترا و تهمت صرف ميآيد و منشا آن افترا و تهمت لابد يكى بغض ذاتى متعصّبين اهل سنّت با شيعه بوده و ديگرى تحريك و تحريض خلفاء بنى عبّاس زيراكه خلفاء مزبور در مقابل قدرت روزافزون رقباء مقتدر خود يعنى خلفاء فاطميّين كه نيمهء مملكت آنانرا از دست ايشان بدر برده و در نيمهء باقى نيز ايشانرا متزلزل ميداشتند از راه كمال عجز و ناتوانى براى تشفّى قلب خود چارهء جز توسّل بدينگونه وسائل عاجزانه يعنى نشر اكاذيب و مفتريات در حقّ دشمنان قوىدست خود و قدح در انساب و مذاهب و اعمال و افعال ايشان و اعوان و انصار ايشان نداشته‌اند و از

--> كه در قرن دوّم مسيحى در شام ظهور نمود ، رجوع شود بكتاب التّنبيه و الأشراف مسعودى ص 130 ، 135 ، و كتاب الفهرست ابن النّديم ص 328 ، 338 - 339 ، و ملل و نحل شهرستانى ص 194 ، و بعموم قواميس اروپائى در تحت عنوان Bardesane يعنى اين ديصان ، « بر » بسريانى بمعنى « ابن » است يعنى پسر ، ( 1 ) اين فقره را يعنى اينكه عبد اللّه بن ميمون قدّاح از دعاة اسماعيليّه بوده مورّخين مزبور بدون شك از خود اسماعيليان اخذ كرده بوده‌اند و گفتيم كه اين مسئله ظاهرا بكلّى افسانه است ، ( 2 ) براى اطّلاع از تفاصيل و جزئيّات اين امور رجوع شود بكتبى كه اسامى آنها بلافاصله بعد در متن مذكور خواهد شد ،