عطا ملك جوينى

287

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

بسيار بفرستيم گويند سخت ترسيدند باندك اقتصار بايد كرد ، پادشاه فرمود كه چرا دوات‌دار و « 1 » سليمانشاه نيامدند ، خليفه بجواب فرستاد كه پادشاه فرمود كه وزير يا دوات‌دار يا سليمانشاه از هر سه يكى بيرون آيند اكنون من بقول خود برسيدم وزير را كه بزرگتر بود فرستادم « 2 » پادشاه هم بسخن خود برسد و ايشانرا نطلبد ، پادشاه فرمود كه من بهمدان گفتم اكنون بر در بغدادم و اين‌همه برفته است چگونه بر يكى قناعت كنم هر سه را ببايد فرستاد ، فى الجمله چون جنگ در پيوستند پادشاه بنفس خود بر جانب شرقى شهر بود مقابل برج عجم 90 « 3 » و لشكر كيت‌بوقا « 4 » آنجا بقوس « 5 » جنگ مىكردند ، و بلغاى « 6 » و سبتاى « 7 » بر جانب راست

--> ( 1 ) كذا فى م ن ، ج : يا ، ( 2 ) مقتضاى اين عبارت صريحا چنان كه ملاحظه مىشود اينست كه وزير را خليفه قبل از اين بيرون فرستاده بوده و حال آنكه در سابق ابدا ازين مقوله چيزى نگفت پس يا در نسخ حاضره سقطى است يا از فرط ولع خواجه بايجاز اين فقره را در سابق مسكوت عنه گذارده و توجّه به اين نكته نكرده كه كلام لاحق او بنابراين با كلام سابق بكلّى بىربط خواهد ماند ، و در حقيقت چنان كه صريح جك و حث است وزير از همان اوايل محاصرهء بغداد در اواسط محرّم از شهر بيرون آمده و بحضور هولاكو رسيده بوده است و بعد از آن نيز مكرّر به شهر ميرفته و ميآمده و واسطهء ابلاغ مذاكرات بين طرفين بوده است ( جك 282 ، 294 ، و حث 326 ) ، ( 3 ) كذا فى جميع النّسخ ، ولى در عموم كتب تواريخ از قبيل جك 280 ، 286 ، و مخ 474 و حث 326 و الفخرى 454 همه‌جا بدون استثنا اين كلمه « برج عجمى » يا « برج العجمى » « با ياء نسبت در آخر مسطور است ، - رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 4 ) ن : و كيت بوغا ( بعلاوهء واوى ) ، م : و كيد بوقا ( كذلك ) ، ( 5 ) كذا فى م ، ج ن : نقوس ، فقرهء معادلهء اين عبارت را در مخ و جك و حث نيافتم ، ( 6 ) مقصود بلغاى بن شيبان بن توشى بن چنگيز خان است ، رجوع بص 91 ح 2 ، ( 7 ) كذا فى م ن ، ج : بناى ؟ ؟ ؟ ، در مخ 474 و جك 282 در فقرهء معادله نام اين سردار را ندارد ولى در مواضع ديگر در جك ص 266 ، 330 ، 360 در