عطا ملك جوينى
281
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
و جامهاى فاخر و مركوب فاره « 1 » و غلمان و جوارى و استران « 2 » ترتيب بايد كرد و بفرستاد و عذر خواست ، خليفه را موافق آمد فرمود كه نسخهء كنند و ترتيب سازند و « 3 » از خواصّ دو سه كس نامزد كرد كه بروند و اين مالها ببرند و عذر بخواهند ، دواتدار كوچك 83 « 4 » و ديگر بزرگان گفته بودند كه اين تدبير وزير جهت آن كرده است تا كار خود بسازد و ما و « 5 » لشكريان و تركان را بدست هم باز دهد « 6 » تا ما را هلاك كنند ما خود نگاه كنيم چون مال بيرون برند رسولان را بگيريم و مال بدست مردم خود بفرستيم و كار خود بسازيم و ايشان را در بلا نهيم ، چون خليفه ازين معنى آگاه شد فرستادن رسولان و مالها در باقى كرد « 7 » و اندك تحفهء بفرستاد ، پادشاه خشم گرفت « 8 » و فرمود كه خويشتن بيا و اگر خود نمىآئى از سه كس يكى را بفرست يا وزير يا دواتدار كوچك يا سليمانشاه 84 « 9 » ، خليفه هيچكدام نكرد و عذر گفت ، خشم پادشاه بيفزود و انديشهء حركت كرد بجانب بغداد ، چند كرّت درنكى « 10 » بيامد و برفت و كرّتى ابن
--> ( 1 ) « فاره » فقط در م ، ( 2 ) كذا فى ج م ن ، ل : اسيران ، جك 238 : يكهزار شتر گزيده ، مخ 472 : و البغال و الجمال ، - گويا در نسخهء ابن العبرى « اسيران ؟ ؟ ؟ » بدون نقطه بوده و او اين كلمه را احتياطا بهردو وجه محتمل يعنى استران و اشتران ترجمه كرده ، ( 3 ) ج ل اين واو را ندارند ، ( 4 ) رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 5 ) اين واو را در م ن ندارد ، ( 6 ) كذا فى ج ، ل م : بدست باز دهد ، ن : بدست ايشان باز دهد ، مخ : انّ الوزير انّما يدبّر شأن نفسه مع التّاتار و هو يروم تسليمنا اليهم ، - مراد از « تركان » ظاهرا مغول است چه مردم در اوايل امر گويا مغول را طايفهء از ترك فرض ميكردهاند و درست تشخيص بين اين دو قوم نميدادهاند ، ( 7 ) رجوع بص سابق ح 3 ، ( 8 ) ل م ن : خشم كرد ، ( 9 ) رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 10 ) كذا فى ن ( ) ، م : در نبكى ، ج ل : دليلى ، جك ص 232 : بدر الدّين محمود وزنكى نخوانى ( كذا ) ، ص 236 : بدر الدّين وزنكى ، ص 249 : بدر الدّين در يكى ، - تصحيح اين كلمه براى من ممكن نشد ،