عطا ملك جوينى

267

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

قدرت پادشاهانه بچشيد ، و بيست و پنجم شوّال جنگ سلطانى بود كه با عظمت‌تر و مهابت‌تر « 1 » از آن نتواند بود ، ركن الدّين نمونهء كار بديد و دانست كه طاقت ندارد ، ديگر روز پسر خود را كه همان يك پسر داشت و برادرى ديگر را ايرانشاه نام با جماعتى اعيان و كفاة و مقدّمان قوم خود بيرون فرستاد و خويشتن روز يك‌شنبه بيست و نهم شوّال ببندگى پادشاه جهان رسيد و سعادت مثول به خدمت بيافت و تمامت قوم و متّصلان را از ميمون دز بيرون آورد و خزاين را كه داشت بر سبيل خدمت ايثار « 2 » كرد هرچند به نسبت آوازه تجمّلى نبود امّا آنچ بود بيرون آوردند ، اكثر آن را بر عساكر تحصيص 78 « 3 » فرمود و آن قلعه مستخلص شد و ديگر قلاعش همچنين ، چنانك بعد ازين كيفيّت پرداختن قلاع و استخلاص تمامت آن ولايات را « 4 » روشن‌ترست « 5 » ، قتل علاء الدّين پدر ركن الدّين خورشاه آخر شوّال بود لسنة ثلاث و خمسين و ستّمائة و آغاز نفاذ حكمش بر آن مردم كه مطيعان و اتباع ايشان بودند روز آخر شوّال « 6 » ، آخر روز ماه شوّال سنهء اربع و خمسين و ستّمائة بود كه از ميمون دز بيرون آمد « 7 » و به حضرت پادشاه در مقام بندگى بايستاد ، مدّت حكومت او بجاى پدرش يك سال تمام بود ،

--> ( 1 ) كذا فى جميع النّسخ بدون تكرار « با » ، ( 2 ) كذا فى آ ، ب د ح س افزوده‌اند : پادشاه ، ( 3 ) كذا فى آ ج س ( آ : تحصيص ، يعنى بعلاوهء حاء كوچكى زير حاء اصلى براى تصريح بهمله بودن آن ) ، ساير نسخ : تخصيص ، ( 4 ) كذا فى جميع النّسخ باستثناى س كه « را » را ندارد ، ( 5 ) س : روشن شود ، ( 6 ) كذا فى آ ب ، د ز ك س « روز آخر شوّال » را ندارند ، و لابد نسّاخ معنى عبارت را نفهميده خيال كرده‌اند كه اين سه كلمه تكرار است ، باقى نسخ اصل جمله را ندارند ، ( 7 ) كذا فى د ح س ، باقى نسخ : بيرون آمدند ،