عطا ملك جوينى
268
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
ذكر قلاع ركن الدّين بعد از نزول او « 1 » چون ركن الدّين را هنوز بخت بيدار بود از قلعه « 2 » بشيب آمد و از امرا تمغا « 3 » كه يكى بود از امراى حضرت با جماعتى ديگر باسم محافظت ملازم او بودند ، و ركن الدّين معتمدان خويش را در صحبت ايلچيان بهدم و تخريب قلاع « 4 » آن ولايات فرستاده بود ، چهل و اند قلعه پرداخته كردند و سكّان كه سگان الحاد بودند به حكم فرمان بشيب آمدند مگر قلعهء الموت و لمّسر « 5 » كه تعلّلى آوردند و التماس نمودند كه چون مواكب پادشاه بكنار الموت رسد از قلعه بشيب آيند ، پادشاه بعد از دو سه روز « 6 » حركت فرمود و از شهرك « 7 » رودبار 79 باز بگذشتند « 8 » و خيمه زدند ، و آن شهرك « 9 » در ايّام جاهليّت پيش از اسلام و در اسلام پيش از الحاد مركز ملوك ديلم بوده است و در عهد ايّام « 10 » علاء الدّين باغى و كوشكى آنجا ساختهاند و تماشاگاه ايشان بوده است ، نه روز بر فتح و ظفر جشن ساختند و از آنجا بپاى الموت رفت و يك روز توقّف نمود و ركن الدّين را بپاى قلعه
--> ( 1 ) كذا فى ب ( بخطّ الحاقى ) ح ، د : ذكر احوال قلاع ركن الدّين ، ساير نسخ هيچ عنوانى اينجا ندارند ، ( 2 ) يعنى ميمون دز چنان كه صريح صفحات سابقه است ، ( 3 ) كذا فى ز ، آ ك : تمعا ، ب ح س : تمعا ؟ ؟ ؟ ، - رجوع بص 117 س 7 ، ( 4 ) « قلاع » فقط در ح ، ساير نسخ ندارند ، ( 5 ) رجوع بص 262 ح 3 ، - اكثر نسخ : لمسر ، س : لمّسر ، د : لمشر ، ( 6 ) يعنى بعد از دو سه روز از فتح ميمون دز ، ( 7 ) كذا فى د ى م س ، آ ب ز : شهركى ، ج ل : شهر ، ح : نهرك ، - رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 8 ) د ز س : بگذشتند ( بدون « باز » ) ، ج ل : بازگشتند ، ( 9 ) كذا فى ب د ز ح س ، آ : شهركى ، ج ى ل م : شهريست كه ، ( 10 ) كذا فى جميع النّسخ ،