عطا ملك جوينى

265

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

ديرتر ببندگى مىتواند رسيدن برادر ديگر را زودتر بفرستد تا شهنشاه « 1 » كه چندگاه است كه ملازم خدمت اردوست بالتماس ركن الدّين « 2 » نزديك او فرستند ، پسر دروغى بيست و دوّم رمضان را با پيش ركن الدّين رسيده بود ، درين ما بين چون مسافت از رودبار الموت باردوى پادشاه نزديك بود بر دوام ايلچيان تردّد مىداشتند و از حضرت پادشاه وعد و وعيد و استمالت و انذار مىفرمودند ، القصّه ركن الدّين پنجم شوّال برادر ديگر خود شيرانشاه « 3 » نام را به حضرت پادشاه روانه كرد ، شيرانشاه « 3 » سيّم روز را كه هفتم شوّال بود در ناحيتى كه فسكر « 4 » 76 خوانند از مضافات رىّ ببندگى پادشاه رسيد ، و در آن‌وقت وزير گيلكى از گردكوه باز رسيده بود و حاكم گردكوه قاضى تاج الدّين مردانشاه را ببندگى پادشاه جهان رسانيده ، و از آنجا در نهم شوّال برادرش شهنشاه را بازگردانيدند با آنك « 5 » اگر ركن الدّين قلعهء ميمون دز را خراب كند و خود روى ببندگى پادشاه نهد چنانك عادت عاطفت اين حضرت است بنواخت و « 6 » اعزاز ملحوظ گردد و الّا كه از نظر در عاقبت كار محجوب ماند آن را خداى داند ، و در اثناى

--> ( 1 ) كذا فى اكثر النّسخ ، د : شهنشاه را ، ( 2 ) « بالتماس ركن الدّين » متعلّق است به « فرستند » چه ركن الدّين مكرّر استدعا كرده بود كه شهنشاه را بازپس فرستند : « و ركن الدّين در استرداد برادر و وزير و ديگران روز بروز تشفّع مىنمود » ( ص 111 ) ، ( 3 ) كذا فى جميع النّسخ فى الموضعين ( آ : شيرانشاه ؟ ؟ ؟ ، سيرانشاه ؟ ؟ ؟ ) ، و كذا ايضا فى جامع التّواريخ جلد اسماعيليّه b 122 ، ولى در جلد هولاكو طبع كاترمر ص 204 : شروانشاه ، ( 4 ) كذا فى آ ز ( ز : فسكر ) ، و كذا ايضا فى جامع التّواريخ b 122 ، ب س فسكر ؟ ؟ ؟ ، د : فشكر ، ج ل م : فكر ، ى : فلر ؟ ؟ ؟ ، - رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 5 ) س : بانك ، ح : و حكم انك ، - چنان كه از سياق عبارت واضح است « با آنك » بمعنى « با حكم آنك » و « با پيغام آنك » و نحو ذلك استعمال شده است ، ( 6 ) آ ب ى واو را ندارند ،